چهرهء هارون از شدت ناراحتى كبود شده ، گفت : خوب است ، بگو .
امام عليه السّلام فرمود : حد چهارم « سيف البحر » از ناحيه « جزاير » تا « ارمينيه » ( آسياى صغير ) است .
هارون گفت : بنابراين ، ديگر چيزى براى ما نمىماند . بازگرديم به مجلس و گفتوگوى [ سابق ] خويش .
امام عليه السّلام به هارون فرمود : به تو گفتم كه اگر حدود فدك را معين كنم آن را مسترد نخواهى كرد .
از اينجا بود كه هارون الرشيد تصميم به كشتن او گرفت » . « 1 »
چهارم : زمانى كه هارون الرشيد وارد مدينه شد به زيارت قبر پاك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رفت . مردم نيز او را همراهى مىكردند . هارون به قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نزديك شد و گفت : « درود بر تو باد اى رسول خدا ، اى عموزاده .
او با اين سخن مىخواست نسبت به ديگران تفاخر كند .
در اين حال ابو الحسن ، امام كاظم عليه السّلام به قبر رسول خدا نزديك شد و گفت :
السّلام عليك يا رسول اللّه ، السّلام عليك يا أبه ؛ درود بر تو اى رسول خدا ، درود بر تو اى پدر .
هارون الرشيد با ديدن اين صحنه رنگ باخت و خشم در چهرهاش نمايان شد » . « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد 13 / 31 ؛ تذكرة الخواص / 313 ( به نقل از تاريخ بغداد 13 / 31 ) ؛ مناقب آل ابى طالب 4 / 346 ؛ بحار الانوار 48 / 144 ( به نقل از مناقب آل ابى طالب 4 / 346 ) .
( 2 ) . كامل الزيارات / 8 ب 3 ؛ بحار الانوار 48 / 136 ( به نقل از كامل الزيارات / 8 ب 3 ) ؛ مناقب آل ابى طالب 4 / 345 .