خاموش كرد » . « 1 »
دوم : « احمد بن حنبل » از امام كاظم عليه السّلام و از پدرش امام صادق عليه السّلام روايت كرده ، سند آن را به پيامبر رسانده ، مىگفت : اين إسناد ( انتساب حديث آنچنان محكم و استوار است كه ) اگر بر ديوانهاى خوانده شود ، عاقل و هشيار خواهد شد . « 2 »
سوم : مهدى عباسى حج گزارد ، سپس به « قبر ( قصر ) العبادى » « 3 » رسيد .
چون مردم را از تشنگى سراسيمه و بيتاب ديد ، دستور داد تا چاهى حفر كنند .
كار حفر چاه به پايان خود نزديك مىشد كه تندبادى از چاه برخاست و دلوها به درون چاه افتادند ، ناچار كار متوقف شد . كارگران كه درون چاه مشغول بودند از بيم جان خود بيرون آمدند . « على بن يقطين » به دو تن به اين شرط كه كار حفارى را دنبال كنند ، مبالغ فراوانى داد . آنان درون چاه رفته ، مدتى در چاه ماندند ، اما وحشتزده و با رخسار رنگ باخته بيرون آمدند .
على بن يقطين ماجرا را از آن دو پرسيد ، آنان گفتند : « درون چاه آثار و وسايل و نيز مردان و زنانى ديديم كه به هريك اشاره مىكرديم ( دست مىزديم ) به غبار تبديل مىشد .
مهدى عباسى دربارهء اين واقعه از هركس پرسوجو كرد ، دليل آن را نمىدانستند . امام كاظم عليه السّلام در پاسخ فرمود : اينان « اصحاب احقاف » بودند كه مورد
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 1 / 78 ؛ بحار الانوار 81 / 108 ؛ المناقب 4 / 338 ( به نقل از الفقيه . البته بحث « حيض » و تظليل » در الفقيه نيامده است ) و الكنى و الالقاب 1 / 188 ( به نقل از مرحوم كلينى ) مرحوم مفيد نيز اين روايت و نيز از « محمد بن حسن شيبانى » نقل كرده و آن را در حضور هارون الرشيد دانسته است . نك احتجاج 2 / 168 .
( 2 ) . المناقب 4 / 341 .
( 3 ) . « قبر العبادى » منزلگاهى است كه در راه مكه از قادسيه به غديب قرار دارد . در احتجاج 2 / 333 « قصر العبادى » خوانده شده است .