« على بن ابى حمزه » مىگويد : « از ابو الحسن موسى عليه السّلام شنيدم كه مىگفت :
به خدا سوگند كه ابو جعفر ( منصور ) هرگز خانهء خدا را نخواهد ديد .
من به كوفه رفتم و ياران خود را از اين مطلب آگاه كردم . ديرى نپاييد كه منصور سفر خود را آغاز كرد و چون به كوفه رسيد ، ياران و اصحاب ، گفتهء امام كاظم عليه السّلام را به من گوشزد كردند . به آنان گفتم : به خدا سوگند هرگز خانهء خدا را نخواهد ديد .
چون منصور به « بستان » رسيد باز ياران نزد من آمده ، گفتند : چيزى به رسيدن منصور به مكه نمانده است .
گفتم : به خدا سوگند ، خانهء خدا را هرگز نخواهد ديد .
هنگامى كه منصور به « بئر ميمون » رسيد نزد امام كاظم عليه السّلام رفتم و او را در محراب و در حال سجده ديدم . امام عليه السّلام سجدهء خود را طولانى كرد و چون سر از سجده برداشت به من فرمود : خارج شو و بنگر مردم چه مىگويند .
چون از محضر امام عليه السّلام خارج شدم صداى پيكى را شنيدم كه مرگ منصور را اعلام مىكرد . نزد امام عليه السّلام بازگشتم و او را از ماجرا باخبر كردم ، حضرت فرمود : خداى بزرگتر است [ چنين مقدر بود كه ] نمىبايست هرگز خانهء خدا را ببيند » . « 1 »
و بدين ترتيب در سال 158 ق . زندگى منصور عباسى به پايان رسيد و مهدى عباسى پسر منصور قدرت را به دست گرفت . با به قدرت رسيدن مهدى ، دورهء جديد سياسى با ويژگىهاى خود آغاز شد . در بخش بعدى موضعگيرىهاى متعهدانهء امام كاظم عليه السّلام نسبت به اين دورهء سياسى را مرور مىكنيم .
هامش
( 1 ) . قرب الاسناد / 264 حديث 1259 و بحار الانوار 48 / 45 ( به نقل از قرب الاسناد / 264 حديث 1259 ) .