1 . فضيل بن يسار گويد : من پس از واقعهء قتل زيد رضى اللّه عنه به مدينه و نزد امام صادق عليه السّلام رفتم و آن حضرت را در جريان نتايج قيام قرار دادم . امام عليه السّلام پس از شنيدن سخنان من و شرح آنچه در ميدان جنگ واقع شده بود فرمودند : « اى فضيل آيا در جنگ با شاميان همراه عمويم زيد بودى ؟ » عرض كردم : آرى . فرمود : « چند تن از آنان را كشتى ؟ » عرض كردم : شش نفر . فرمود : « نكند كه در جواز ريختن خونشان شك دارى ؟ » عرض كردم : اگر در اين مطلب شكى داشتم حتما از كشتن آنان خوددارى مىنمودم . فضيل گويد شنيدم كه امام صادق مىفرمود :
« أشركني اللّه في تلك الدماء ، مضى و اللّه زيد عمّي و أصحابه شهداء ، مثل ما مضى عليه عليّ بن أبي طالب و أصحابه » ؛
خداوند مرا نيز در اين خونها شريك نمايد ، به خدا سوگند كه عمويم زيد و ياران او شهيد هستند و به همان راهى رفتهاند كه امام على بن ابى طالب و يارانش رفتهاند « 1 » .
2 . عبد الرحمن بن سيّابه گويد : امام صادق عليه السّلام هزار دينار به من دادند تا آن را در ميان بازماندگان شهداى قيام زيد بن على بن الحسين عليهما السّلام تقسيم كنم ، من نيز اين كار را انجام دادم و از آن مبلغ ، چهار دينار به عبد اللّه ، برادر فضيل رسّان رسيد « 2 » .
امام صادق عليه السّلام اينگونه قيام عمويش زيد را دنبال مىكرد و متحمل پيامدهاى آن مىگرديد . اين دو روايت سطح روابطى را كه ميان امام عليه السّلام و شيعيان انقلابى وجود داشت نشان مىدهد كه امام عليه السّلام حتى دستور مىدادهاند تا خانوادههاى شهدا شناسايى شده و ميان آنها پول تقسيم شود .
هامش
( 1 ) . امالى صدوق / 286 .
( 2 ) . امالى صدوق / 275 .