سوراخهايى ايجاد كنند تا مردم داخل باغ شده و از آن خرماها بخورند . آن حضرت براى رعايت حال همسايگان پير ، ضعيف و مريض باغ كه توانايى آمدن به باغ و خوردن خرما را نداشتند ، دستور مىفرمودند كه براى هركدام از آنها مقدارى پيشكش كنند و آنگاه دستور مىداد تا كارگران آنچه باقى مانده به مدينه برده و بيشتر آن را در بين ضعفا و مستحقّان تقسيم كنند . محصول خرماى آن باغ ، مساوى با چهار هزار درهم بود كه آن حضرت به اندازهء سه هزار درهم از آن را در راه خدا مىدادند و فقط هزار درهم از آن براى آن حضرت باقى مىماند « 1 » .
5 . از ديگر جلوههاى كرم آن حضرت اين بود كه آنقدر از طعام و لباس به بيچارگان و فقرا مىداد كه براى خانوادهء خودش از غذا و لباس چيزى باقى نمىماند « 2 » .
روزى آن حضرت مشغول خوردن ناهار بودند . مردى از كنار آن حضرت گذشت و سلام نكرد . امام او را به خوردن غذا دعوت كردند . بعضى از حاضران گفتند سنّت اين است كه او اوّل سلام كند و سپس دعوت به غذا شود ، در حالى كه اين مرد عمدا سلام نكرد . امام عليه السّلام با تبسّم مليحى رو به آن مرد كردند و گفتند : « اين فقه عراقى ، آميخته با بخل است . . . » « 3 »
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . تاريخ الاسلام 6 / 45 ، مرآت الزمان 6 / 160 ، تهذيب الكمال 5 / 87 .
( 3 ) . حياة الإمام الصادق عليه السّلام 1 / 64 به نقل از نثر الدرر .