پليد او همچنين واقعهء حرّه كه واقعهء بسيار دردناكى بوده و در آن يزيد بيعت بندگى از مردم مدينه گرفته و مدينه را سه روز بر سپاهيان خود مباح كرد .
امّت اسلام كلام عبد الملك مروان را فراموش نمىكنند كه گفت : هركس مرا به پرهيزكارى سفارش كند گردنش را با شمشير مىزنم « 1 » و همچنين كشتن زيد بن على عليه السّلام و به دار كشيدن و آتش زدن پيكر شريفش به دست طاغوت زمان هشام بن عبد الملك .
مردم مىديدند كه واليان اموى گذشته از گرفتن مالياتهاى سخت ، خود نيز اهل فساد بوده و بوسيلهء اشاعهء روح قبيلهاى وحدت صفوف امّت اسلام را از بين برده و آنها را دوباره به طايفههاى گوناگون متفرق كرده بودند . آنان حتّى در پرداختها ، امتيازات خانوادهاى و قبيلهاى را روا مىداشتند و مسلمانان غير عرب را تحقير كرده ، آنها را بردهء خود مىدانستند .
اينچنين بود كه در عرصهء فكر و انديشه و فقه نظرياتى پيدا شد كه هيچ گونه مشروعيتى براى نظام اموى قايل نبود و اين افكار در ميان همهء اقشار جامعه گسترش يافته ، عليرغم موضع منفى سلطنت نسبت به علويان ، مدح آنان در ميان مردم رايج گشته و آنان بدون ترس از جلوگيرى دستگاه دولت به مدح و ثناى علويان مىپرداختند .
اينچنين بود كه امّت به واسطهء تراكم ظلم اموى اين آمادگى را پيدا كرد تا هر جانشينى كه بخواهد او را از كابوس حكومت اموى برهاند قبول كند ، شايد كه به اين وسيله به عدالت و مساوات دست يابد . چنين جوّى باعث بروز گرايشها و دعوتهاى سياسى شد كه در راستاى دستيابى به خلافت ، امّت
هامش
( 1 ) . سيوطى ، تاريخ الخلفاء 219 .