همعصر با امام صادق و پدران بزرگوارش عليهم السّلام بودند و از راههاى مختلف سعى در دور نگهداشتن آن حضرت و پدران بزرگوارش از اين مقام و منصبى كه تنها شايستهء آنها بوده است مىنمودهاند .
امام صادق عليه السّلام فعاليّت در راه ايجاد نظام اسلامى صحيح و مطلوب را كارى بسيار ضرورى مىدانستهاند و اين مهم از نظر آن حضرت در ضمن وجود جمعيت اسلامى صالحى كه به رهبرى شرعى و حقيقى كه نماد آن ائمّهء اطهار عليهم السّلام بودهاند ايمان داشته باشد ، به مرحلهء اجرا درمىآمد .
اينچنين بود كه امام عليه السّلام توجّه خود را به ضرورت وجود اين شالودهء صالح در ميان جامعه معطوف كرد . آنجا كه مىبينيم آن حضرت به سؤالاتى كه در ذهن اصحابشان پيش مىآمد پاسخهاى مناسبى مىدادند . مانند وقتى كه سدير به نزد آن حضرت آمد و از آن حضرت خواست كه در طلب حكومت اعلام جهاد مسلّحانه كند كه در جواب او به اين نكته اشاره كردند كه : قيام مسلحانه مستلزم وجود جمعيت صالحى است كه مطيع آن حضرت بوده و حاضر به قربانى شدن در راه آن حضرت و تحمّل مسئوليّت تغيير جامعه و قدرت مقابله با همهء عوامل انحراف را داشته باشند .
چنين است كه اهميّت سعى براى تكوين و بالندگى حركت اين جمعيت در اين مرحله از حيات امام صادق عليه السّلام كه زمان توسعه يافتن دامنهء اين حركت در سرتاسر عالم اسلام است ظهور مىكند .
ما اين تكوين و تكامل را از سه جانب بررّسى مىكنيم :
الف - ساختار جهادى .
ب - ساختار روحى .
ج - ساختار اجتماعى .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: منذر حكيم
ص١٨٣