امام صادق عليه السّلام بر يك قضيهء مهم ديگر هم بسيار تأكيد كردند و آن را سرمايهء مهمى براى فهم عبارات و بيان و استنباط احكام از نفوذ مىدانستند و آن وجود ملكهء تقوى و عدالت بود كه براى هر فقيهى بهرهمندى از آن لازم است تا اينكه بتواند نگهبانى امين براى شريعت و امّتى باشد كه مىخواهد آن شريعت را در زندگى خود پياده كند .
از نظر امام صادق عليه السّلام عدالت در بسيارى از كارهاى زندگى انسان شرط اساسى است . مانند امامت جمعه ، جماعت ، شهادت در طلاق ، همچنين در قاضى ، حاكم ، والى و . . . .
اين خصوصيّت نقش بزرگى در حفظ شريعت اسلامى ، همچنين حفظ نصوص و روايات اسلامى داشته است . آنگونه كه اين مكتب را از ديگر مكاتب ممتاز كرده است . همچنانكه اصحاب امام صادق عليه السّلام با روايات وارد شده از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و ائمّه عليهم السّلام ، مانند عبارات قرآنى كه قطعى الصّدور است برخورد نمىكردند . بلكه اين روايات را به نقد و تحليل مىگذاشتند . چرا كه ممكن بود راوى معصوم نباشد و عليرغم ايمان آنها به عصمت امامى كه روايت از او نقل شده ، ممكن است اشكال در راوى باشد .
3 . در راه حكومت اسلامى
مطابق روايات اسلامى كه از رسول گرامى اسلام رسيده و صدور آن ثابت گرديده و در مكتب اهل بيت عليهم السّلام به تواتر نيز رسيده است ، رهبرى سياسى حقّ شرعى ائمّهء معصومين از اهل بيت پيامبر عليهم السّلام بوده است .
بر همين اساس ، رهبرى سياسى كه بعد از پيامبر اكرم حكومت را مستقيما در دست گرفت عليرغم اينكه مسلمانان بدون زور و فشار آن را قبول كردند ، از صفت مشروعيّت خالى است . چه رسد به حكومت حكّام اموى و عبّاسى كه