است ، كه در هيچ عصر و زمانى مثل و مانندى براى آن يافت نمىشود .
از اينجاست كه مىبينيم امام صادق عليه السّلام اشتياق شديدى داشتند كه در اين دانشگاه در امر تدوين حديث و حفظ مضمون آن فعاليّت گستردهاى صورت گيرد . چرا كه در گذشتهاى نه چندان دور حديث شريف نبوى ، دستخوش نابودى ، تحريف و استفادهء ابزارى سياسى منحرف ، گشته و از تدوين آن منع مىشد . البتّه به رغم همهء شعارهايى كه از سوى حكومتها سر داده مىشد و هدف از منع تدوين حديث را حراست قرآن از تحريف عنوان مىكرد ، هيچ يك از ائمّهء معصومين عليهم السّلام به دستور منع تدوين حديث اعتنايى نكردند .
البتّه پيداست كه هدف درازمدّت آنان از منع تدوين حديث ، از بين بردن و نابود كردن حديث شريف نبوى است كه در اكثر آن احاديث تأكيد به ارتباط امّت با اهل بيت عليهم السّلام به چشم مىخورد . پس هدف حاكمان ، دور كردن مردم از اهل بيت عليهم السّلام بوده است ؛ زيرا هنگامى كه حديث شريف نبوى بر اين ارتباط تأكيد مىكند ، مانع از دنبالهروى مردم از هر حاكم ستمگر يا مدّعى سياستباز خواهد شد .
امام صادق عليه السّلام فرمودهاند :
به خدا سوگند كه در نزد ما آنچنان دانشى است كه ما به احدى محتاج نمىشويم ، امّا تمام مردم به ما احتياج دارند . ما كتابى به املاء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و خطّ علىّ بن ابى طالب عليه السّلام در دست داريم كه طول آن هفتاد ذراع است و در آن تمام حلال و حرام خدا نوشته شده است « 1 » .
و نيز از آن حضرت روايت شده است كه فرمود :
هامش
( 1 ) . بصائر الدّرجات / 149 .