اين بدانسبب است كه امامت در فرزندان او باقى خواهد ماند تا روزى كه قائم ما قيام كند و دنيا را پر از عدل و قسط نمايد . پس او ، هم امام است و هم پدر امامان « 1 » .
از يكى از ديگر فرزندان امام زين العابدين عليه السّلام به نام حسين نقل شده است كه گفت : مردى از پدرم در رابطه با تعداد ائمّه سؤال كرد ، پدرم به آن مرد پاسخ دادند : امامان دوازده تن مىباشند كه هفت نفر از آنها از پشت اين پسر خواهد بود و دست خود را بر روى شانهء برادرم محمّد نهاد « 2 » .
گاه نيز امام سجّاد عليه السّلام به خود امام باقر عليه السّلام تصريح مىكرده و امامتش را به او يادآور مىشدند . آن حضرت به امام باقر عليه السّلام مىفرمودند : پسرم ، من تو را پس از خود جانشين خود قرار دادم « 3 » .
از ابو خالد روايت شده است كه گفت : از امام سجّاد علىّ بن الحسين عليه السّلام پرسيدم : امام بعد از شما چه كسى است ؟ امام در پاسخ فرمودند :
« پسرم محمّد كه علم و دانش را مىشكافد » « 4 » .
در آخرين بارى كه امام سجّاد عليه السّلام مبتلا به بيمارى گرديده و از همان بيمارى از دنيا رفتند ، زهرى به نزد امام سجّاد عليه السّلام آمد و از آن حضرت پرسيد : ما پس از وفات شما به چه كسى مراجعه كنيم ؟ امام سجّاد عليه السّلام در پاسخ او فرمودند : اى ابا عبد اللّه به سوى اين پسر من - به سمت فرزندش محمّد اشاره كرد - رجوع كنيد . او وصىّ و وارث من و گنجينهء دانش و معدن علم و شكافندهء دانشهاست .
زهرى به آن حضرت عرض كرد : اى پسر پيامبر خدا ، چرا بزرگترين پسر خود را به وصايت برنگزيدهاى ؟ امام سجّاد عليه السّلام در جواب او فرمودند : اى
هامش
( 1 ) . كفاية الاثر / 237 .
( 2 ) . كفاية الاثر / 239 .
( 3 ) . كفاية الاثر / 241 .
( 4 ) . بحار الانوار 46 / 320 .