اين پسر من داراى فرزند پسرى مىشود كه به او علىّ بن الحسين مىگويند . او سرور عبادتكنندگان است . هنگامى كه روز قيامت برپا شد منادى ندا مىكند كه سرور عبادتكنندگان بهپا خيزد . آنگاه علىّ بن الحسين بهپا خواهد خواست . علىّ بن الحسين نيز داراى فرزند پسرى خواهد شد كه او را محمّد مىنامند . اى جابر ، هرگاه او را ديدى سلام مرا به او برسان ، اى جابر بدانكه مهدى اين امّت از فرزندان همين پسر خواهد بود ، و اى جابر بدانكه تو پس از ديدن اين پسرعمو چندانى نخواهى كرد « 1 » .
2 . تاج الدّين بن محمّد نقيب حلب با سند خود از امام باقر عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود :
من بر جابر بن عبد اللّه انصارى داخل شده و بر او سلام كردم . جابر به من گفت :
كيستى ؟ البتّه جابر در آن زمان نابينا شده بود ، به او گفتم : من محمّد فرزند علىّ بن الحسين هستم ، جابر گفت : پدر و مادرم به قربانت ، نزديك بيا . من به او نزديك شدم ، جابر دست مرا بوسيد و مىخواست پاى مرا نيز ببوسد . من پاى خود را كشيدم ، آنگاه جابر گفت : بدانكه پيامبر خدا بر تو درود و سلام فرستاده است ، من به جابر گفتم : سلام و رحمت و بركات خداوند بر رسول خدا باد . امّا اى جابر جريان از چه قرار بوده است ؟ جابر گفت : روزى در نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله بودم . پيامبر به من فرمودند : اى جابر ، تو پس از من عمرى طولانى خواهى كرد ، تا هنگامى كه مردى از فرزندان مرا ببينى كه به او محمّد بن علىّ بن الحسين مىگويند . خداوند به او نور و حكمت عطا خواهد كرد . پس هرگاه او را ديدى سلام مرا به او برسان « 2 » .
3 . صلاح الدّين صفدى گويد : جابر همواره در كوچههاى شهر مدينه قدم
هامش
( 1 ) . به نقل از تاريخ ابن عساكر ، 51 / 41 ، از نسخههاى عكسى كتابخانهء امام امير المؤمنين .
( 2 ) . غاية الاختصار / 64 .