پيشانى آن حضرت حالت شكاف و باز شدن پيدا كرده بوده است « 1 » .
سلام و درود پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله به امام باقر عليه السّلام : تاريخنويسان بر اين نكته اتّفاقنظر دارند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله به صحابى بزرگوار خود جابر بن عبد اللّه انصارى مأموريّت داد تا سلام و درود آن حضرت را به نوادهء پاكش امام محمّد باقر عليه السّلام برساند . جابر بىصبرانه منتظر ولادت اين مولود پاك بود تا اينكه سفارش پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله را به انجام برساند . هنگامى كه امام محمّد باقر عليه السّلام به دنيا آمد و نوجوان رسيدهاى گرديد ، جابر به ملاقات او رفت و سلام و درود پيغمبر را به او رساند . تاريخنويسان داستانهاى متعدّدى دربارهء كيفيّت رساندن اين پيام از جابر به امام محمّد باقر عليه السّلام نقل كردهاند كه به تعدادى از آنها اشاره مىكنيم :
1 . ابن عساكر نقل مىكند : امام زين العابدين به همراه امام محمّد باقر عليه السّلام به نزد جابر بن عبد اللّه انصارى رفتند . جابر به امام سجّاد عليه السّلام عرضه داشت : اى فرزند رسول خدا ، چه كسى به همراه شماست ؟ امام سجّاد عليه السّلام پاسخ دادند :
فرزندم محمّد همراه من است ، ناگاه جابر برخواست و امام باقر عليه السّلام را گرفته به خود چسبانيد و گريه كرد ، سپس گفت : حال دانستم كه گاه مرگم نزديك شده است ، اى محمّد ! پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله بر تو سلام و درود فرستاده است . امام باقر عليه السّلام سؤال كرد : چگونه ؟
جابر پاسخ داد : از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله شنيدم كه دربارهء حضرت حسين بن على عليه السّلام مىفرمودند :
هامش
( 1 ) . به نقل از مرآة الزّمان فى تواريخ الاعيان 5 / 178 چاپ مكتبة الامام الحكيم .