امام عليه السّلام به اين كلام من اعتنا نكرد و فرمودند : واى بر تو اى افلح ، من صداى خود را به گريه بلند مىكنم ، باشد تا خداوند نظر رحمتى به من بياندازد و من بهوسيلهء اين نظر رحمت در روز قيامت رستگار گردم .
سپس امام باقر عليه السّلام خانهء كعبه را طواف نمودند و به پشت مقام ابراهيم آمده و نماز خواندند . هنگامى كه امام باقر عليه السّلام نماز را به پايان بردند ديدم كه سجدهگاه آن حضرت از اشك چشمانش خيس شده است « 1 » .
در يكى از سفرهاى حجّ حاجيان دور آن حضرت را گرفتند . آنان به دور امام باقر عليه السّلام ازدحام كرده و دربارهء مناسك حج و ديگر مسائل دينى از آن حضرت سؤال مىكردند . امام باقر عليه السّلام نيز به همهء آنها كاملا جواب مىدادند .
مردم از وسعت دانش امام باقر عليه السّلام در شگفت شدند . در اين ميانه كسى سؤال كرد اين شخص كيست ؟ در اين هنگام بود كه يكى از اصحاب امام باقر عليه السّلام به پا خواست و با صداى بلند گفت :
آگاه باشيد كه اين شكافندهء دانش پيامبران و آشكاركنندهء راهها است ، اين بهترين كسى است كه از پشت سرنشينان كشتى نوح بهجا مانده است ، اين فرزند فاطمهء عذراء و زهراى ارجمند است ، اين باقى ماندهء خدا در روى زمين است ، وى رازدار جهان آفرينش پسر محمّد و خديجه ، على و فاطمه است . اين برافراشته چراغ هدايت دين خداست « 2 » .
هامش
( 1 ) . صفة الصّفوه 2 / 63 ، نور الابصار / 130 .
( 2 ) . مناقب ابن شهر آشوب 4 / 183 .