مىنمود .
از ديگر كارهايى كه جزو انتقادات حكومت عمر بن عبد العزيز بهشمار مىرود اين است كه وى ده دينار در عطا و پرداختى اهل شام اضافه كرد . امّا اين كار را دربارهء مردم عراق انجام نداد « 1 » . امّا اين تبعيض ناروا هيچ دليلى نداشت ، بلكه با روح اسلام نيز منافات داشت .
عمر بن عبد العزيز بيمار شد و بيمارى او را سخت آزار مىداد . گفتهاند كه وى از معالجهء خود خوددارى مىنمود . به او گفتند : اى كاش خود را مداوا مىكردى . در پاسخ گفت : اگر مداواى من در اين بود كه دستى به گوش خود بكشم دست نمىكشيدم . چرا ، بهخاطر اينكه من به سمت خوب كسى مىروم . به سمت پروردگار خود « 2 » .
بعضى از مصادر تاريخى بر اين مطلب تصريح كردهاند كه عمر بن عبد العزيز را خود امويان مسموم كردند . چراكه آنان مىدانستند اگر خلافت او به طول انجامد بالاخره منجر به خارج شدن خلافت از دست خاندان بنى اميّه خواهد گرديد . چراكه عمر بن عبد العزيز هرگز پيمان خلافت پس از خود را بر اشخاص بىلياقت و ناصالح نخواهد بست ، بلكه خلافت را پس از خود به شخصى كه شايستگى آن را داشته باشد خواهد سپرد . به همين سبب پيش از وقت او را مسموم كرده و از بين بردند « 3 » . بالاخره عمر بن عبد العزيز در ماه رجب سال 101 هجرى در مكانى به نام دير سمعان دار فانى را وداع گفت « 4 » .
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 48 .
( 2 ) . تاريخ ابن اثير 4 / 161 .
( 3 ) . الانافه فى مآثر الخلافه 1 / 142 .
( 4 ) . تاريخ ابن اثير 4 / 161 .