باقر عليه السّلام نيز در جواب او نامهاى آكنده از موعظه و نصيحت براى او فرستادند ، عمر بن عبد العزيز دستور داد تا نامهاى را كه امام باقر عليه السّلام به خليفهء قبلى يعنى سليمان بن عبد الملك فرستاده بود بيرون بياورند . هنگامى كه آن نامه را بيرون آورد ديد كه در آن نامه مدح و ثناى سليمان بن عبد الملك آمده است . عمر بن عبد العزيز آن نامه را به حاكم مدينه فرستاد و به او گفت اين نامه را به امام باقر عليه السّلام نشان بده و بعد نامهاى كه آن حضرت به من نوشته نشان بده و آنچه را كه امام مىگويد براى من بفرست .
حاكم مدينه هردو نامه را به امام عليه السّلام نشان داد . امام باقر عليه السّلام فرمودند :
سليمان بن عبد الملك پادشاه جبّارى بود كه من بر حسب مصلحت نامهاى كه به او نوشتم با چنان انشائى بود كه به سمت جبّاران و ستمگران مىنويسند . امّا خليفهاى كه اكنون هست و صاحباختيار توست اظهار عدلوداد مىكند . لذا نامهاى كه من براى او نوشتم مناسب با خود اوست .
حاكم مدينه اين كلمات را نوشته و به سوى عمر بن عبد العزيز فرستاد .
هنگامى كه عمر بن عبد العزيز اين جمله را خواند اعجاب خود را نسبت به امام باقر عليه السّلام اينگونه بيان داشت كه : خداوند هيچگاه اهل اين خاندان را از فضيلت خالى نمىگذارد « 1 » .
امّا عليرغم همهء خوبىهايى كه عمر بن عبد العزيز داشت بعضى از اشكالات نيز بر كار او وارد است . حال به جملهاى از آن اشكالات توجّه نماييد :
وى مقاطعههايى كه از بيت المال توسّط خلفاى سابق بنى اميّه در ميان افراد
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 48 .