از اينرو عجيب نخواهد بود كه چنين قضيهاى را در كتب تاريخ بخوانيم :
در هنگام ورود اسيران كربلا به شام پيرمردى شامى به امام سجاد عليه السّلام نزديك شد و به او گفت : خداى را شكر كه شما را هلاك كرد و امير را بر شما پيروز گردانيد .
امام سجاد عليه السّلام در جواب وى فرمودند : « اى پيرمرد آيا قرآن خواندهاى ؟ »
پيرمرد پاسخ داد : آرى .
امام عليه السّلام فرمود : آيا اين آيه را نيز خواندهاى :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ؛
بگو : من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىكنم جز دوست داشتن نزديكانم [ اهل بيتم ] ؟ .
پيرمرد پاسخ داد : آرى خواندهام .
امام عليه السّلام فرمودند : « اى پيرمرد مراد از ( قربى ) در اين آيه ما هستيم » .
سپس فرمودند : آيا اين آيه را خواندهاى :
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
و حقّ نزديكان را بپرداز ؟ .
پيرمرد پاسخ داد : آرى خواندهام .
امام عليه السّلام فرمودند : « اى پيرمرد در اين آيه هم مراد از ( قربى ) ما هستيم » .
سپس فرمودند : آيا اين آيه را خواندهاى :
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى ؛
بدانيد هرگونه غنيمتى به دست آوريد ، خمس آن براى خدا ، و براى پيامبر ، و براى ذى القربى . . . است ؟ .
گفت : آرى .
امام عليه السّلام فرمودند : « ما همان قربى و نزديكان پيامبر هستيم » .
باز امام عليه السّلام پرسيدند : اى پيرمرد آيا اين آيه از قرآن را خواندهاى :