چون نامه ابن زياد در شام به يزيد رسيد ، دستور داد تا سر بريده امام حسين عليه السّلام و ساير كشتهشدگان را به نزد او بفرستند . او همچنين دستور داد تا زنان و كودكان اسير را مهياى اين سفر كرده و على بن الحسين عليه السّلام را نيز تا گردن با غل ببندند ، آنان اهل بيت عليهم السّلام را به دنبال قافلهء سرهاى بريده همچون اسيران كفار بدون عمارى و محمل بر جهاز شتران سوار نموده و به همراه مجفر بن ثعلبه عائذى و شمر بن ذى الجوشن به سوى شام روانه كردند و پس از چندى قافله اسيران به سرها رسيدند و در طول اين سفر تا رسيدن به شام على بن الحسين عليه السّلام با هيچكدام از آن مأموران سخن نگفت « 1 » .
اسيران اهل بيت عليهم السّلام در شام
شام از ابتداى فتح آن به دست مسلمانان با افرادى چون خالد بن وليد و معاوية بن ابى سفيان بهعنوان فاتح و نماينده دين اسلام مواجه بوده و شاميان هرگز پيامبر را نديده ، احاديث او را مستقيما از خود آن حضرت نشنيده و حتى از نزديك بر سيره اصحاب پيامبر مطلع نشده بودند . تعداد كمى از صحابه پيامبر هم كه به شام مهاجرت نموده و مدتى در شام اقامت كرده بودند . نيز تأثير چندانى در مردم نداشتند ، در نتيجه ، شاميان اعمال امثال معاويه ابن ابى سفيان و اطرافيان او را بهعنوان سنت راستين مسلمانى پذيرفته بودند چون اين حكومت اسلامى ( ولو از نوع اموى ) نسبت به حكومتهاى سابق كه در طول قرون متمادى زير سلطه امپراتورى روم بر شاميان حكومت كرده بودند ، برترى داشت .
هامش
( 1 ) . ذيل تاريخ دمشق در شرح حال امام حسين عليه السّلام / 131 به نقل از طبقات ابن سعد ، انساب الاشراف / 214 ، طبرى 5 / 460 و 463 ، ارشاد 2 / 119 كه عبارت متن به نقل از آن است .