تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
خود او و فقط منعكس‌كننده محتواى روحى و حسى او با تمام كم‌وكاستىها و انحرافات است . هنگامى هم كه مىخواهد محدوده‌اى براى مسئوليت‌هاى خود مشخص كند اين كار را به همان‌گونه‌اى كه خود بدان تمايل دارد انجام مىدهد . و به دليل اين‌كه تمايلات بشر از چهارچوب ماده خارج نيست ، هدف‌هاى او نيز در سطحى محدود خواهد بود و طبيعتا در چنين وضعى ارزش‌هاى اخلاقى رو به افول خواهد آورد و انواع نزاع و جدال در بين بشر به وجود خواهد آمد . اسلام آمده است تا انسان را با ديدگاه اول پرورش دهد به نحوى كه اين ديدگاه چون بخشى از وجود او شده و آميخته با خونش در رگ و فكر و احساس او جارى گشته و در همه عرصه‌هاى رفتار و سلوك او با خود ، خدا و ديگران انعكاس يابد . لازمهء تحقق اين امر اين است كه اسلام نظارت ويژه‌اى بر انسان و تمام قوا و ارتباطات او داشته باشد تا بتواند او را كاملا تربيت كند ، و هرچه دايره اين نظارت و مراقبت بيشتر باشد تربيت موفق‌تر خواهد بود . مثلا گاه يك پدر به دليل عدم نظارت كافى بر فرزند در تربيت فرزند خود به موفقيت نمىرسد زيرا اين فرزند تنها فرزند او نيست بلكه فرزند اجتماع نيز هست ، چراكه دائما در تعامل با مردم جامعه بوده و نسبت به آنان تأثيرگذارى و تأثيرپذيرى داشته و گاه با آنان در زمينه‌هاى اخلاقى ، اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى و . . . رابطه برقرار مىكند پس او فقط فرزند اين پدر نيست بلكه فرزند جامعه نيز هست . طبيعى است كه اگر جامعه فاسد باشد بسيارى از پدران از تربيت فرزندان