انسان كاملا مأمور به انجام دستورات آن پادشاه توانا است .
بخش ديگر اين ديدگاه بنيادى اين است كه مسئوليت ، دربردارنده حساب ، پاداش و كيفر است كه لازمه اين موضوع نيز وجود جهان ديگرى پس از اين جهان است تا نتيجه مراقبتهاى پس پرده آن پادشاه مقتدر در آنجا آشكار گردد .
بدين ترتيب انسان به اين دوران كوتاه جهان دنيا محدود نمىشود ، بلكه راه درازى كه مبتنى بر اهداف بلندى است در پيش دارد كه چون بزرگتر از عمر انسان در دنيا است به تنهايى نخواهد توانست كاملا به همهء آن نايل شود .
حال كه انسان از نظر سطح هدف و امكان ماندگارى در محدودهاى فراتر از اين دنياى فانى سير مىكند توان كشيدن بار مسئوليتى فراجهانى را نيز خواهد داشت .
تمدن اسلامى عبارت از تحقق كامل اين نظريه با تمام شاخوبرگهاى آن است ، كه نتيجهء آن عينيت كامل ارتباط با خداوند عالم و مبدأ هستى در همه شئون زندگى انسان خواهد بود .
ديدگاه دوم : اين ديدگاه انسان را در اين عالم هستى داراى اصالت مىداند و هستى را تحت نفوذ هيچ قدرتى و تحت نظارت هيچ مراقب پنهانى نمىداند .
وقتى انسان چنين اصالت و استقلالى در جهان هستى يافت ، طبيعتا مسئوليت او از ميان مىرود و با از ميان رفتن مسئوليت انسان مجبور مىشود تا خود مسئوليتى براى خود ايجاد كند در چنين وضعيتى بهجاى اينكه احساس كند از طرف مقام بالاترى مورد بازخواست قرار خواهد گرفت و دائما در تحت مراقبت است تا در راه رسيدن به اهداف بلند و در مسير پاداش يا كيفر گران قرار گيرد ، براى خود مسئوليت مىتراشد و متحمل مسئوليتى مىشود كه توليد
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: منذر حكيم
ص١١٢