نگاهى به دعاى سرور آزادگان در روز عرفه ژرفاى اين شناخت و ارتباط قوى آن حضرت با ذات بارى تعالى را به خوبى روشن مىسازد كه به فرازهايى از اين دعاى ارزشمند اشاره مىشود . امام عليه السّلام در پيشگاه خدا چنين عرضه مىدارد :
چگونه با چيزى بر وجود تو دليل آورند كه خودش در هستى نيازمند توست ؟ ! آيا چيزى غير از تو مىتواند پايدارتر از تو باشد تا وسيلهء ظهورت گردد ؟ !
كى نهان بودهاى كه نيازمند دليل و برهانى باشى تا بر تو دلالت كند ؟ !
كى دور بودهاى تا آثارت ، آنها را به تو برساند ؟ !
كور باد چشمى كه تو را مراقب خود نبيند و معاملهء بندهاى كه بهرهاى از دوستىات به او ندادهاى ، زيانبار باد . . .
خدايا ! خوارى و ذلّتم در برابرت آشكار است و چگونگى حالم بر تو پوشيده نيست ، راه رسيدن به تو را از خودت خواستارم و به وسيلهء خودت بر وجودت دليل اقامه مىكنم ، با نور خويش مرا به سوى خودت رهنمون شو و به تصديق بندگى در پيشگاهت ، برپايم دار . . .
تو آن خدايى كه انوار معرفت را در دل دوستانت پرتو افكن ساختى تا تو را شناختند و يگانهات دانستند .
تو خدايى هستى كه محبّت ديگران را از دل علاقهمندانت زدودى تا جز تو به كسى محبّت نورزند و به ديگران پناه نبرند ، آنگاه كه عوالم هستى آنان را وحشتزده ساخت ، تو يار و همدمشان بودى . . .
آنكس كه تو را نيافت ، چه يافت ؟ و آنكه تو را يافت چه نيافت ؟ آنكس كه ديگرى را به جاى تو بپسندد نوميد و محروم گشته است و آنكس كه روى درخواست از تو برگرداند ، در زيانكارى گرفتار آمده است .
اى كسى كه به دوستانش شيرينى و حلاوت انس و همدمى را چشاند تا تنها در
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: منذر حكيم
ص٥٩