متفكران با انديشههاى خود ، توان درك او را ندارند ، مگر به همين اندازه كه با ايمان به غيب ، او را تصديق نمايند ، چراكه نمىتوان او را با صفات آفريدهگان به وصف آورد او پروردگار يكتا و بىنياز است ، آنچه در اوهام و افكار پديد آيد ، غير اوست . . . او هر نيستى را هستى مىبخشد و هر هستى را به نيستى مىكشاند و براى كسى جز او ، اين دو صفت در يك زمان قابل جمع نيست . سرانجام انديشيدن در ذات او ، ايمان به وجود اوست و فراهم آمدن ايمان ، صفتى را اثبات نمىكند . به وسيلهء خدا مىتوان صفات را وصف كرد ولى با صفات نمىتوان خدا را به توصيف كشيد . به واسطهء خداوند مىتوان معارف و علوم را شناخت ، نه با معارف و علوم بتوان خدا را شناخت . خداى سبحان همتا و نظيرى نداشته و از هر عيبى منزّه است ، او خدايى بىمانند و شنوا و بيناست .
امام حسين عليه السّلام در پاسخ ابن ازرق مىفرمايد :
« اصف الهي بما وصف به نفسه و اعرّفه بما عرّف به نفسه ، لا يدرك بالحواس و لا يقاس بالناس ، فهو قريب غير ملتصق ، و بعيد غير مقتصّ ( نقص ) يوحّد و لا يبعّض ، معروف بالآيات ، موصوف بالعلامات ، لا إله الا هو الكبير المتعال » ؛ « 1 »
خداوند با حواس درك نمىشود و با مردم قياس نمىگردد . او نزديك است اما نه متّصل به اشياء و دور است ولى نه آنگونه كه فاصله داشته باشد . او واحد است نه واحدى كه بعضى از عدد است . به وسيلهء نشانهها و آثارش شناخته شده و به وسيلهء علامتها توصيف گشته است ، معبودى جز او كه خداى بزرگ و بلندمرتبه است ، وجود ندارد .
2 . روزى امام حسين عليه السّلام در جمع يارانش حضور يافت و فرمود : مردم ! خداى با عظمت ، بندگانش را تنها براى شناخت خود آفريده است ، هرگاه او را شناختند به پرستش وى مىپردازند و هرزمان ذات مقدسش را پرستش نمودند با پرستش وى از پرستش
هامش
( 1 ) . موسوعة كلمات الامام الحسين / 533 به نقل از توحيد / 79 .