فرومايگى تن درداده و در جهت مبارزه با نفس خود عاجز و از رويارويى با زمامداران بيدادگرى كه امت را به دلخواه خود بازى مىدادند ناتوان بودند ، به شدت تكان داد . حكّامى كه اعمال ننگين خود را همراه با حقهبازى و نفاق و گاهى توسط وعاظ دربارى و گاهى با زيركى و مهارت در مكر و حيله و در قالب دين ، ارائه مىدادند .
مسلمانان ، از قيام و نهضت امام حسين عليه السّلام آموختند كه نبايد تسليم دشمن شده و با آنان از در سازش درآمد ، بلكه بايد فرياد برآورده و ديدگاه و خواستهء خويش را در جهت يك زندگى برتر در سايهء حكومتى قانونى و يا حداقل برخاسته از رضايت مردم ، اعلان دارد .
از اينرو ، شاهد به وجود آمدن جنبشهاى متعددى در تاريخ هستيم كه هرچند به موفقيّت چندانى دست نيافتند امّا بر حكومت ستمپيشهء اموى شوريده و تا سرحد نابودى آن نظام پيش رفتند و با اينكه هريك اهدافى متفاوت از يكديگر داشتند ولى همهء آنها از سرچشمهء زلال قيام ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام الهام گرفته و يا از شرايط به وجود آمده از نهضت آن بزرگوار ، بهره مىجستند از جمله : جنبش توّابين « 1 » كه واكنش مستقيم نهضت حسينى محسوب مىشد و جنبش « 2 » مردم مدينه و قيام مختار ثقفى « 3 » كه توانست جنايتكارانى را كه در به شهادت رساندن سرور آزادگان حسين بن على عليه السّلام شركت داشتند در ازاى اعمال ننگين و جنايات نفرتانگيزيشان به محاكمه كشانده و كيفر نمايد . سپس جنبش مطرف بن مغيره و قيام ابن اشعث و قيام زيد بن على بن حسين عليه السّلام « 4 » و شورش ابو سرايا « 5 » را مىتوان نام برد .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 4 / 426 ، 449 .
( 2 ) . همان 4 / 464 .
( 3 ) . همان 4 / 484 .
( 4 ) . مقاتل الطالبيين 135 .
( 5 ) . همان / 523 .