حسين عليه السّلام نيز از تسليم شدن به يزيد و ابن زياد سر باززد . « 1 »
از جمله سخنانى كه امام حسين عليه السّلام در جمع آنان ايراد فرمود ، اين بود :
مردم ! نامههايى كه شما توسط پيكهاى خود فرستاده بوديد ، مرا به اينجا آورد ، خود در آنها نوشته بوديد به سوى ما بيا كه پيشوا و رهبرى نداريم ، شايد خداوند به واسطهء حضور تو ما را به هدايت و حق رهنمون گردد ، اكنون اگر به آنچه نوشتهايد وفاداريد ، نزدتان آمدهام . با من عهد و پيمانى ببنديد كه به وفاى شما اطمينان حاصل كنم و اگر حاضر نيستيد چنين كارى انجام دهيد و از آمدن من نا خرسنديد ، از نزد شما به جايى كه از آنجا آمدهام باز خواهم گشت » . همه سكوت كردند و كسى حتى يك كلمه سخن نگفت . ( وقت نماز كه فرارسيد ) . امام عليه السّلام به حرّ فرمود : « تريد ان تصلّى بأصحابك ؟ ؛ تو نمازت را با يارانت به جا مىآورى ؟
عرض كرد : خير ، شما نماز بگزاريد و ما به شما اقتدا مىكنيم و امام حسين عليه السّلام با آنان نماز گزارد . « 2 »
حضرت پس از پايان نماز عصر آنان را چنين مخاطب ساخت :
اما بعد ؛ اگر شما از خدا پروا داشته باشيد و حق را به اهل ايمان بسپاريد ، بيشتر مورد رضايت خدا هستيد ما خاندان نبى اكرم از مدعيانى كه آنچه را حقشان نيست در پى آنند و بر شما جور و ستم روا مىدارند به خلافت سزاوارتريم ، اگر از آمدن ما ناخرسنديد و به حق ما آشنايى نداريد و اكنون ديدگاه شما با آنچه در نامههاى خود نوشتهايد و فرستادگانتان به دست من رساندند ، تفاوت دارد ، از نزد شما باز مىگردم . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . ارشاد 2 / 79 ، فتوح ابن اعثم 5 / 85 ، مقتل خوارزمى 1 / 596 .
( 3 ) . فتوح ابن اعثم 5 / 87 ، تاريخ طبرى 3 / 206 ، مقتل خوارزمى 1 / 332 .