در جوار پيامبر دفن شود ؟ ! چنين چيزى امكان ندارد و اگر كسى دست به اين كار بزند ، من دست به شمشير خواهم برد .
چيزى نمانده بود كه ميان بنى هاشم و بنى اميه درگيرى ايجاد شود كه ابن عباس با پيشدستى خود را به مروان رساند و گفت : مروان ! از همان راهى كه آمدهاى بازگرد ، ما قصد نداريم پيشوا و سالارمان را در جوار مرقد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله دفن كنيم ، بلكه مىخواهيم براى تجديد پيمان ، جنازهاش را بر قبر مطهر طواف داده و سپس طبق وصيت آن حضرت به بقيع بازگردانده و در جوار جدهاش فاطمه بنت اسد به خاك بسپاريم و اگر امام مجتبى عليه السّلام وصيت كرده بود در جوار مرقد مطهر پيامبر مدفون گردد ، امروز به خوبى مىدانستى كه ناتوانتر از آن هستى كه ما را از اين كار بازدارى ، ولى آن بزرگوار نسبت به خدا و رسول و حرمت مرقد مطهرش از همه آگاهتر بوده كه نسبت به آنان بى حرمتى صورت نگيرد ، چنانكه ديگران دست به بىحرمتى زده و بدون اجازه وارد خانهاش شدند ( كنايه از دفن خليفهء اول و دوم در خانهء پيامبر ) .
ابن عباس سپس رو به عايشه كرد و به دو گفت : وه ، چه شرمآور ! يك روز بر استر و روزى بر شتر سوار مىشوى و تصميم دارى نور خدا را خاموش سازى و با اولياء خدا درآويزى ، به خانهات برگرد ، از آنچه بيمناك بودى ، راحت و آسوده شدى و به آرزويت رسيدى ، خداوند اهل بيت را به پيروزى خواهد رساند ، هرچند به طول انجامد و امام حسين عليه السّلام فرمود :
به خدا سوگند ! اگر عهد و پيمان حسن در جلوگيرى از خونريزى نبود و اگر وصيت نكرده بود قطرهء خونى در اين رابطه ريخته نشود ، مىدانستيد كه شما را از دم تيغ مىگذرانديم ، شما عهد و پيمانى را كه ميان ما و شما بود ، ناديده گرفتيد و بر
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٦١