تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
ماجرا ، به سراغ برادر و فرزندان و همسر سعيد رفت و آن‌ها را زندانى و خانه‌يشان را ويران و اموالش را مصادره كرد ، وقتى امام حسن عليه السّلام از قضيه آگاه شد ، اين كار فوق العاده بر او گران آمد و طى نامه‌اى به زياد به او دستور داد ، سعيد را امان دهد و زن و فرزندانش را آزاد و خانه‌اش را بنا كند و اموالش را به وى بازگرداند . « 1 »

مرجعيت سياسى

امام حسن عليه السّلام از موضع قدرت با معاويه از در صلح درآمد چنان‌كه در متن قرارداد صلح به صراحت آمده كه خلافت پس از معاويه به امام حسن عليه السّلام مىرسد و نبايد دربارهء امام حادثهء ناگوارى به بار آورد و مكر و حيله‌اى به كار ببرد . بنابراين ، طبيعى بود كه امام عليه السّلام محور مخالفت و قدرتى به‌شمار آيد كه حكومت بنى اميه و معاويه را در كامشان تلخ و زندگى آن‌ها را تيره و تار سازد . به همين دليل در دعاها و ديدارهاى امام عليه السّلام با حكّام و اطرافيان آن‌ها و در نامه‌ها و خطابه‌هاى آن حضرت تلاش سياسى روشنى مىبينيم كه در امور ذيل متبلور است . الف - حضرت بر اوضاع و رخدادها مراقبت و آن‌ها را پى مىگرفت و رفتار حكّام و كارگزاران آنان را زير نظر داشت ، آن‌ها را امر به معروف و نهى از منكر مىنمود ، چنان‌كه در نامه‌اش به زياد از او خواست ، دست از تعقيب سعيد بن ابى سرح بردارد و هنگام طواف ، حبيب بن مسلمه را در مورد
هامش
( 1 ) . حياة الامام الحسن 2 / 289 - 290 .