ضد ما قيام كردهايد . شما اينك ميان دو كشته قرار داريد ، كشتهاى در صفين كه بر آن گريه و زارى مىكنيد و كشتهاى در نهروان كه به خونخواهى آنها برخاستهايد . آنان كه بر كشتههاى صفين مىگريند ، دست از يارى شستند و كسانى كه به خونخواهى برخاستهاند ، دست به شورش و آشوبطلبى زدهاند .
پس از آن ، پيشنهاد صلح معاويه را ، بر آنان عرضه كرد و فرمود :
معاويه ما را به پيشنهادى فراخوانده كه در آن نه سربلندى و افتخارى است و نه انصاف ، ياران ! اگر واقعا زندگى را ترجيح مىدهيد ، پيشنهادش را بپذيريم و بر آن صبر و بردبارى كنيم و اگر پذيراى شهادتيد ، جانمان را در راه خدا نثار كنيم ، و معاويه را به محاكمهء الهى بكشانيم . « 1 »
راوى مىافزايد : « مردم يكصدا اعلان داشتند : ما مىخواهيم بمانيم و زندگى كنيم « 2 » .
پذيرش صلح
در برابر امام حسن عليه السّلام راهى جز پذيرش صلح باقى نماند و خلافت را در مقطعى از زمان به معاويه وانهاد . با دقّت در بندها و مواد پيماننامهء صلح ، روشن مىشود كه آن بزرگوار هيچگونه امتيازى براى معاويه قائل نشد و او را به عنوان خليفه و فرماندار مسلمانان به رسميّت نشناخت ، بلكه رهبرى امّت را حق قانونى خويش دانست و بر ادعاهاى معاويه در اين زمينه ، خط بطلان كشيد .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار 44 / 21 .
( 2 ) . بحار الأنوار 44 / 21 .