وقتى به قصد اين امر نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم رفت ، از شرم و حيا سر به زير افكنده بود . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم به هدف وى پى برد ازاينرو ، با چهرهاى گشاده با او رو برو شد و به آرامى خواستهء او را جويا شد . على عليه السّلام با صدايى ضعيف پاسخ داد :
« اى رسول خدا ! آيا حاضرى فاطمه را به ازدواج من درآورى ؟ »
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم ضمن خوشامدگويى به على ، نزد پارهء تنش زهرا رفت تا علاقمندى على عليه السّلام را براى ازدواج با او ، به وى ابلاغ كند ، لذا به دخترش فرمود : « من از پروردگار خود خواستم تو را به ازدواج بهترين و محبوبترين آفريدگان خود درآورد تو به فضائل و ويژگىهاى على آگاهى دارى و اينك امروز به خواستگارىات آمده ، نظرت چيست ؟ »
زهرا عليها السّلام سخنى نگفت و سكوت كرد ، پيامبر در حالى كه مىفرمود :
« سكوت زهرا ، رضايت و اقرار اوست » . از نزد دخت گرامىاش خارج شد ، سپس مسلمانان را گرد آورد و با آنان سخن گفت و فرمود : « خدا به من فرمان داده فاطمه را به ازدواج على درآورم . . . » و آنگاه رو به على عليه السّلام كرد و فرمود :
« خداوند به من دستور داده فاطمه را به ازدواج تو درآورم . . . آيا به اين ازدواج راضى هستى ؟ »
عرضه داشت : « آرى ، راضى هستم » و سپس سجدهء شكر به جا آورد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : خداوند اين ازدواج را بر شما مبارك گرداند و از نسل شما فرزندانى بسيار و نيكسرشت عنايت فرمايد .
على عليه السّلام مبلغ پولى را كه از فروش زره خويش براى هزينهء مهريه تهيه كرده بود مقابل رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم قرار داد و پيامبر به ابو بكر و بلال و عمار و جمعى از صحابه و ام أيمن دستور داد جهيزيهء مربوط به ازدواج را خريدارى نمايند .
وقتى خريدارى كردند و آنها را بر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم عرضه كردند ، حضرت آن
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: منذر حكيم
ص٩٨