رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم با حكمت و دورانديشى ، به سروسامان دادن امور مىپرداخت و طبيعى بود كه در مقابل توطئههاى دشمنان اسلام و تحريكات آنان ، موضعى ضعيف و انفعالى نشان ندهد ، ازاينرو ، دستههايى از سپاهيان خويش را براى تهديد و بعضا تعقيب دشمن به سوى آنان اعزام مىداشت .
از آنجا كه مدينه به دليل راههاى بازرگانى و ارتباطى جزيرة العرب از موقعيتى استراتژيك برخوردار بود ، مسلمانان با افزايش جمعيت خود ، به نيروى فشارى تبديل شده بودند كه مىبايست روى آنها حساب كرد . به مجرد ورود على عليه السّلام به مدينهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، آن حضرت در تمام زواياى زندگى و امورى كه رسالت اسلامى مىطلبيد و در ساختار دولت و گسترش آيين الهى ، با نيروى فوقالعاده و قدرت و ارادهاى كه خدا به او ارزانى داشته و قدرت جمع زيادى با آن قابل مقايسه نبود ، دوشادوش نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم دست به فعاليت زد . او به بازوى پرتوان پيامبر مىماند كه به وسيلهء آن دشمن را سركوب مىساخت و اين واقعيت را در كليهء نبردهايى كه على عليه السّلام در آن شركت داشته به روشنى مىتوان ديد . طبيعى است كه نبردها معمولا در نخستين درگيرى متوقف نمىشود ، هر گروه در اين بخش به موفقيت دست يابد ، برنده جنگ است چنانكه جنگ بدر « 1 » سر فصل آغازين نابودى قواى نظامى جزيرة العرب به ويژه قريش و نقطهء شروع و خاستگاه پيروزىها و فتوحات مسلمانان ، به شمار مىآمد .
منقول است كه : [ در جنگ بدر ] عتبه و شيبه پسران ربيعه و وليد پسر عتبه از صف لشكر بيرون آمده و مبارز طلبيدند در آغاز ، عوف و معوّذ پسران عفراء
هامش
( 1 ) . به آن جنگ بدر بزرگ گفته مىشود و در هفدهء رمضان سال دوم هجرى و به گفتهاى نوزدهم آن ماه اتفاق افتاده است .