مردم ! از على شكوه نكنيد به خدا سوگند ! او در راه خدا سختگيرتر از آن است كه از وى شكايت گردد . « 1 »
از عمرو بن شاس اسلمى نقل شده كه گفت : من از جمله جنگجويانى بودم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ما را همراه با على عليه السّلام به يمن اعزام نمود ، من در آن سفر نسبت به على عليه السّلام در دل اندكى احساس بدبينى داشتم ، « 2 » وقتى به مدينه آمدم در مجالس و محافل مدينه و به هركس برمىخوردم از على شكوه مىكردم ، روزى به مسجد آمدم و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در مسجد نشسته بود ، زمانى ديد من به چشمانش مىنگرم ، او نيز به من نگريست تا نزديك او نشستم ، فرمود :
اى عمرو ! دست از اين كار بردار ، به راستى تو مرا آزردهاى ،
عرض كردم :
انا للّه و انا اليه راجعون
به خدا و اسلام پناه مىبرم از اينكه رسول خدا را آزرده باشم ،
فرمود :
« من آذى عليا فقد آذاني « 3 » ؛
كسى كه على را بيازارد مرا آزرده است .
محور كار پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه همواره در انديشهء گسترش رسالت اسلام بود براى ايجاد جامعهاى دينى و پابرجا ، تمام توان خود را در راه تبليغ و اندرز ، به كار
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام 4 / 603 ، در سيرهء نبوى ابن اثير 4 / 205 نظير اين روايت آمده است
( 2 ) . المستدرك على الصحيحين 3 / 134
( 3 ) . سيرهء نبوى ابن كثير 4 / 202