پرداخت و عبد اللّه ابن ابي سيصد تن از هواداران خود در جمع سپاه رسول خدا را از بين راه باز گردند . « 1 »
پيامبر همچنان به راه خود ادامه داد تا به احد رسيد و ياران خويش را مهياى كارزار نمود و براى نبرد به برنامهريزى مناسب و دقيقى پرداخت تا پيروزى آنان را تضمين نمايد ، بدينگونه كه پنجاه تيرانداز را پشت سر مسلمانان در سمت كوه گمارد و بدانها تأكيد فرمود كه حتى اگر همهء مسلمانان كشته شدند ، در جاى خود بمانند و آن محل را ترك نكنند . « 2 »
سپاه قريش نيز به « أحد » رسيد و خود را آمادهء جنگ ساخت . سپاهيان نقش و مسؤوليتها را تقسيمبندى كردند و پرچم خود را به قبيلهء عبد الدار سپردند و طلحة بن ابى طلحة نخستين فردى بود كه پرچم را از آنان گرفت ، تا وارد كارزار شود پيامبر با اطلاع از اين ماجرا ، پرچم را از على ستاند و به مصعب بن عمير كه از قبيلهء عبد الدار بود سپرد و اين پرچم تا زمانى كه مصعب به شهادت رسيد با او بود و سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم آن را به على عليه السّلام باز گرداند « 3 » و اين جنگ در ماه شوال سال سوم هجرى اتفاق افتاد .
لحظهاى كه صفوف آراسته شد و طلحة بن ابى طلحه پهلوان نامى مشركان از صفوف لشكر خارج شد ، جنگ درگرفت . وى به سمت مسلمانان پيش تاخت و با صداى بلند مبارز طلبيد و با سخنانى تحقيرآميز آنها را مخاطب ساخت و گفت : اى ياران محمد ! شما مدعى هستيد كه خداوند ما مشركان را به وسيلهء شمشيرهايتان شتابان وارد دوزخ و شما را به وسيلهء شمشيرهاى ما
هامش
( 1 ) . كامل 2 / 150 ، سيرهء ابن هشام 3 / 63 .
( 2 ) . مغازى واقدى 1 / 224 ، كامل 2 / 152 سيرهء ابن هشام 3 / 66 .
( 3 ) . تاريخ طبرى 2 / 199 چاپ مؤسسهء اعلمى .