روزهاى پايانى عمر زهرا عليها السّلام
فاطمهء زهرا عليها السّلام پس از پدر بزرگوارش چند ماه بيشتر زنده نبود و اين مدت را ، با گريه و آه و ناله سپرى كرد تا در زمرهء يكى از بسيار گريهكنندگان تاريخ درآمد و هيچگاه خندان ديده نشد . « 1 »
گريههاى زهرا از علل و اسباب و انگيزههاى گوناگونى برخوردار بود كه مهمترين آنها به جهت انحراف مسلمانان از راه راست و سقوط در وادى پر مخاطرهاى بود كه به اختلاف و جدايى و فروپاشى تدريجى مسلمانان مىانجاميد . آن مخدّره در دوران حيات پدر بزرگوارش شاهد گسترش رسالت الهى بود و در راه پيشبرد آن ارزشمندترين چيزهايى را كه در جهت پيروزى اسلام و تحكيم پايههاى عدل و داد در سراسر گيتى داشت ، در طبق اخلاص نهاده و تقديم نمود ، ولى غصب خلافت و رخدادهاى بعدى ، كاخ آمال و آرزوهايش را درهم كوبيد و قلب و روح پاكش را اندوهگين و مكدّر ساخت و بدينسان ، حزن و اندوهى افزون بر حزن و اندوه از دست دادن پدر بزرگوارش رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم متحمّل گشت .
روزى امّ سلمه بر حضرت زهرا عليها السّلام وارد شد و عرضه داشت : دخت رسول خدا ! ديشب به تو چه گذشت ؟ فرمود :
شب را ميان حزن و اندوه شديد بسر آوردم زيرا پيامبر از دنيا رفته و جانشين وى مظلوم واقع شده است . به خدا سوگند ! پردههاى تزوير و فريب از كار كسىكه زمامدارىاش بر خلاف حكم خدا و قرآن و يا سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در تأويل و
هامش
( 1 ) . طبقات ابن سعد ج 2 بخش 842 ، حلية الأولياء 2 / 43 .