تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
تصور نكند بيان اين واقعيت‌ها ، واكنشى عاطفى و يا حقد و كينه‌هاى نهانى است كه فاطمه بهانه‌اى براى ابراز آن‌ها يافته باشد . اگر مسلمانان خلافت را در جايگاهى كه خدا و رسولش فرمان داده بودند ، قرار داده و زمام رهبرى را به امام عليه السّلام سپرده بودند ، به رضا و خشنودى خدا و سعادت دنيا و آخرت دست مىيافتند . به گمان قوى ، صديقهء طاهره عليها السّلام مىتوانست ميان آن دسته از پيروان امام عليه السّلام و ياران برگزيده‌اش كه در صداقت و راستگويى زهرا عليها السّلام هرگز ترديدى نداشتند ، افرادى بيابد كه با گواهى خود ، تأييدى بر گواهى امام عليه السّلام باشند و بدين‌وسيله گواهانى كه خليفه در موضوع فدك ، از فاطمه درخواست كرده بود ، كامل گردد . اين موضوع خود ، بهترين دليل بر اين است كه هدف والاى حضرت زهرا عليها السّلام اثبات هديه و پيشكش و ميراث نبود و اين را مخالفان وى به‌خوبى مىدانستند بلكه حركت آن حضرت در راستاى محو و نابودى آثار سقيفه انجام مىپذيرفت و چنين هدفى با آوردن گواه و شاهد در موضوع فدك ، عملى نمىشد و حضرت دست به چنين كارى نزد زيرا در اين‌صورت ماجراى فدك ، به همين قضيه محدود مىگشت ، بلكه وى با اقامهء بيّنه در برابر ديده‌گان همه ، خواست شاهد زنده‌اى از خطاكارى و انحراف مردم ارائه دهد شايد بر سر عقل آيند و با گزينش صحيح ، در مقام اصلاح مسير انحرافى خود برآيند . با بررسى پاسخ خليفه پس از پايان سخنرانى حضرت زهرا عليها السّلام و خروج آن مخدّره از مسجد ، پى مىبريم كه هيئت حاكمه تا چه پايه از اين ماجرا بيمناك بوده و با پافشارى بر موضع خود مىكوشيد مردم را هم‌چنان با تزوير