برخاسته است او را در كلام با من ، دشمنى سرسخت يافتم تا آنجا كه فرزندان قيله ( انصار ) دست از ياريم برداشتند و مهاجران ، پيوند خويشاوندىام را بريدند . مردم از من روى برتافتند و اكنون كسى نيست او را از اينكار باز دارد و از من حمايت و پشتيبانى كند ، با خشم و غضب از خانه بيرون رفتم و با خوارى و ذلّت بازگشتم تو نيز خود را در تنگناى خوارى انداخته و نيروى خويش را به كار نمىبرى ، دشمنان گرگ سيرت را از هم مىدريدى ولى اينك زمينگير و خانهنشين شدهاى ، من از گفتن فرونگذاردم و از در باطل بيرون نرفتم ولى توان اجراى حكم حق را نداشتم .
كاش پيش از اين مرده بودم و شاهد اين خوارى و ذلّت نبودم اينك عذرخواه من از تو ، خداى من است چه در حق من كوتاهى كنى و يا حامى و پشتيبانم باشى .
آه ! كه در هر طلوعى شيونى دارم تكيهگاهم از دنيا رخت بربست و بازوهايم در مصيبت او ، سست شد . شكايت خويش را به پدرم و دادخواهىام را به پروردگار خود وامىگذارم . خدايا قدرت تو از همه فراتر و شمشير عذاب و كيفرت برندهتر است .
آنگاه امير المؤمنين عليه السّلام لب به سخن گشود و فرمود :
فاطمه جان ! ويل و واى بر تو مباد ، و ويژهء دشمنانت باد ، اى دخت برگزيدهء موجودات و اى يادگار نبوّت ! بر من خشم مگير . من در امور دينم سستى و كوتاهى نكردم و از مرز توانائيم پا فراتر ننهادم ، اگر نظر به رزق و روزى و گذران زندگى دارى ، خداوند ضامن روزى تو و كفيل بر تو و پاينده است . و آنچه برايت مهيا شده برتر از چيزى است كه از آن محروم گشتهاى ، بنابراين در راه خدا صبر و شكيبايى پيشه كن .
و زهرا عليها السّلام فرمود : « حسبي اللّه » ؛ خدا مرا كفايت مىكند و سكوت كرد و آرامش يافت .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٠٧