تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
يك از آنان را پذيرا نشد « 1 » ولى به جهت اصالت و اخلاق نكو و فضايل پسنديده و ارزش‌هاى والايى كه در پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم سراغ داشت ، وى را پذيرا و خواستار حضور در گسترهء مجد و عظمت وى گرديد و خويشتن را بر او عرضه نمود . بسيارى از اسناد تاريخى مؤيد اين است كه نخستين‌بار ، خديجه به ازدواج با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم اظهار تمايل كرد و ابو طالب با چند تن از قريش براى خواستگارى خديجه نزد ولىّ او ، كه در آن روزگار عمويش عمرو بن اسد « 2 » بود ، رفت . اين ماجرا به گفتهء مشهور ، پانزده سال قبل از بعثت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم رخ داده است . از جمله مطالبى كه ابو طالب در اين مجلس خواستگارى عنوان كرد ، اين بود : « ستايش و سپاس پروردگار اين خانه را مىسزد كه ما را از دودمان ابراهيم و اسماعيل قرار داد و در حرم امن خود سكونت داد و بر مردم فرمانروا ساخت و بر ايمان در سرزمينى كه به سر مىبريم خير و بركت مهيا نمود . برادرزادهء من با هريك از مردان قريش مقايسه گردد ، از او برتر است و ميان مردم همتا و نظيرى ندارد . هرچند وى از ثروتى برخوردار نيست ، ولى مال و ثروت ، رفتنى و سايه‌اى زايل‌شدنى است . اكنون او به خديجه و خديجه به او تمايل دارد و ما با رضايت و دستور او براى خواستگارى خديجه ، نزدت آمده‌ايم . مهريهء او هر چه بخواهد به عهدهء من است ، . . . به خداى كعبه ، سوگند ! او ( محمد ) بهره‌اى وافر ، كيشى جهانگير و انديشه‌اى كامل دارد . » « 3 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 16 / 22 . ( 2 ) . سيرهء حلبى 1 / 137 . ( 3 ) . كافى 5 / 374 ؛ بحار الانوار 16 / 5 ؛ به نقل از كشاف و ربيع الابرار و نيز به سيرهء حلبى 1 / 139 ؛ تاريخ يعقوبى 2 / 20 ؛ اوائل ابو هلال 1 / 162 مراجعه شود .