شمار مىآمد و بالاترين بخشش را در ماه مبارك رمضان داشت . . . جبرئيل هر سال در ماه رمضان به ديدار آن بزرگوار مىآمد . . . و هرگاه جبرئيل با او ديدار مىكرد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نسبت به امور خير ، از تندبادها بخشندهتر مىشد . « 1 »
جابر مىگويد : پيامبر اسلام هرگز در برابر درخواست مردم ، نه نگفت « 2 » .
روايت شده رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نزد بزّازى آمد و از او پيراهنى به چهار درهم خريدارى كرد و آن را پوشيد و بيرون رفت . در مسير راه مردى از انصار به او برخورد و عرضه داشت : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ! پيراهنى نياز دارم ، خداوند از لباسهاى بهشتى بر تو بپوشاند . حضرت پيراهن خويش را از تن بيرون آورد و بر آن مرد پوشاند و سپس نزد صاحب مغازه بازگشت و پيراهن ديگرى به چهار درهم خريد و دو درهم ، برايش باقى ماند ، در راه به كنيزكى گريان برخورد نمود ، علت گريهاش را پرسيد ، كنيزك در پاسخ گفت : اى رسول خدا ! كسان ( ارباب من ) دو درهم به من سپردند تا با آن مقدارى آرد تهيه كنم ، ولى آنها را گم كردهام . پيامبر دو درهم ( باقى ) را به او داد ، كنيزك عرضه داشت :
مىترسم اگر به خانه برگردم مرا تنبيه كنند .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم او را تا خانهء مولايش همراهى كرد بدانجا كه رسيد بر اهل خانه سلام كرد ، آنان صداى حضرت را شناختند [ ولى پاسخ ندادند ] بار دوم و سوم بازگشت و سلام كرد ، آنگاه سلامش را پاسخ گفتند . حضرت بدانها فرمود : مگر شما نخستين سلام مرا نشنيديد ؟ عرض كردند : شنيديم ، ولى دوست داشتيم با سلام كردن بيشتر براى ما سلامتى بخواهى . پدر و مادرمان فدايت ، بفرماييد چهچيز سبب حضور شما در اينجا شد ؟
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم 4 / 481 حديث 3308 ، مسند احمد 1 / 598 حديث 3415 .
( 2 ) . سنن دارمى 1 / 34 .