وجبى عقب نشسته باشد . آن حضرت رو در روى دشمن قرار داشت . گاهى جمعى از يارانش به سوى وى برگشته و گاهى از اطرافش پراكنده مىشدند و گاهى مىديدم ايستاده و از كمانش تير مىافكند يا سنگ پرتاب مىكند ، تا كار به جايى رسيد كه دو طرف به پرتاب سنگ پرداختند « 1 » .
5 . پارسايى بىنظير
خداى متعال فرمود :
و هرگز چشمان خود را به نعمتهاى مادى كه به گروههايى از آنان داديم ، ميفكن ، اينها شكوفههاى زندگى دنياست ، تا آنان را در آن بيازماييم و روزى پروردگارت بهتر و پايدارتر است . « 2 »
از ابو امامه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم منقول است كه فرمود :
پروردگارم بر من عرضه فرمود كه سرزمين مكّه را برايم از طلا قرار دهد عرض كردم :
پروردگارا ! نمىخواهم ، بلكه علاقهمندم يك روز سير و روزى ديگر گرسنه باشم . . .
آنگاه كه گرسنه شدم به درگاهت تضرع و زارى كنم و تو را ياد نمايم و آن زمان كه سير گشتم ، تو را شكر و سپاس گويم . « 3 »
روزى پيامبر بر حصيرى خوابيده بود پس از بيدار شدن ، جاى حصير بر پهلوى مباركش مانده بود ، به او عرض شد : اجازه دهيد برايتان زيراندازى تهيه كنيم . حضرت فرمود :
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى 1 / 239 - 240 .
( 2 ) .وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقىطه / 131 .
( 3 ) . سنن ترمذى 4 / 518 حديث 2377 .