گفتار و كردارش جلوهگر شد تا آنجا كه فرمود :
« قرّة عينى فى الصلاة » ؛ « 1 »
نماز روشنايى ديدهء من است .
او در انتظار فرارسيدن وقت نماز به سر مىبرد و براى ايستادن در برابر خدا اشتياقش فزونى مىيافت و به مؤذّن خود بلال مىفرمود :
بلال ! با اذان خود ما را آرامش ببخش . « 2 »
آن بزرگوار همواره با اعضاى خانوادهء خود به گفتوگو مىنشست ، ولى آنگاه كه وقت نماز فرامىرسيد [ چنان از سخن گفتن با آنان خوددارى مىكرد ] كه گويى يكديگر را نمىشناسند . « 3 » و هرگاه نماز بهپا مىداشت از سينهاش خروشى چون صداى غليان ديگ جوشان به گوش مىرسيد . « 4 » از بيم خدا آنقدر مىگريست كه محل نمازش تر مىشد « 5 » . به اندازهاى نماز مىگزارد كه پاهاى مباركش متورّم مىشد ، به او مىگفتند : خداوند كه گناهان گذشته و آيندهء شما را بخشيده ، چرا اينگونه عبادت مىكنى ؟ ! مىفرمود :
آيا نبايد بندهاى سپاسگزار باشم ؟ . « 6 »
آن حضرت ، ماه شعبان و رمضان و سه روز از هر ماه را روزهدار بود « 7 » و با حلول ماه رمضان رنگ چهرهء مباركش دگرگون مىشد و نمازگزاردنش افزون مىگشت و با تضرع و زارى به دعا و نيايش مىپرداخت . با فرارسيدن دههء آخر
هامش
( 1 ) . امالى طوسى 2 / 141 .
( 2 ) . بحار الانوار 83 / 16 .
( 3 ) . اخلاق النبى و آدابه / 10251 .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . اخلاق النبى / 32 . صحيح بخارى 1 / 381 حديث 1078 .
( 6 ) . وسائل الشيعه 4 / 309 .
( 7 ) . سنن النبى / 300 .