آنها ، شك و ترديدى راه نخواهد يافت .
اين اصول تغييرناپذير ، همواره برنامههاى كلى و احكام اساسى انديشهء انسانى را ، كه گنجايشى فراتر از جهان ماده دارد ، تشكيل مىدهند ؛ ولى قرآن روا نمىداند در برابر مبهمات و مسائل اختلافى ميان انسانها ، ساكت بماند .
قرآن كريم در برخورد با مبهمات يا موارد اختلاف بشر دو ديدگاه و دو شيوه را به خوانندهء آگاه عرضه مىكند و آن دو شيوه را به داورى مىنهد تا جهت برخورد با هرگونه خبرى كه به انديشهء آدمى راه يابد معيار و قاعدهاى كلى بهشمار آيد .
هريك از اين گونه برخوردها به ريشههايى درونى برمىگردد كه بر آن نوع برخورد ، سايه افكنده و در هر سخنى كه به انسان عرضه مىگردد و از خرد انسانى انتظار مىرود در برابر آن ، موضعى مناسب و درخور ، برگزيند ؛ خود را نشان مىدهد .
خداى متعال ، بعد از اشاره به اينكه قرآن ، همان فرقانى است كه خداوند آن را بر فرستادهء امين خويش فرو فرستاده ، چنين مىفرمايد :
او كسى است كه اين كتاب را بر تو نازل كرد كه بخشى از آن ، آيات محكم ( صريح و روشن ) كه اساس اين كتاب را تشكيل مىدهد ، و بخشى از آن متشابه است ، آنان كه در دل انحراف دارند ، به دنبال آيات متشابهند تا فتنه برانگيزند و آن را به تأويل برند در صورتى كه تفسير آنها را جز خدا و راسخان در علم نمىدانند ، مىگويند : ما به همهء آن ايمان آورديم ، همه از سوى پروردگار ماست و جز اهل خرد ، متذكر اين معنا نمىشوند و حقيقت را درنمىيابند * خدايا ! بعد از آنكه ما را هدايت كردى ، دلهايمان را از راه حق منحرف مگردان و از سوى خود رحمتى بر ما ببخش ، كه تو بخشندهاى . « 1 »
هامش
( 1 ) .هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي