تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
پرداخت ديهء دو نفرى كه كشته شده بودند ، از آنان همكارى خواست . يهوديان كه قصد شومى در دل داشتند در نزديكى خانه‌هاى خود به استقبال حضرت رفتند و به وى و همراهانش خوشامد گفتند و از حضرت خواستند تا زمان عملىشدن درخواست وى ، در آن‌جا بماند . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم نيز نشست و به ديوار يكى از خانه‌هاى آن‌ها تكيه زد . آنان - با استفاده از فرصت - به‌سرعت دست به كار شدند تا با پرتاب سنگى از بالا بر سر حضرت او را به قتل برسانند . فرشتهء وحى بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نازل شد و وى را از ماجرا آگاه ساخت . ناگهان حضرت از ميان آنان ناپديد شد و صحابه را در جمع آنان باقى گذاشت . بنى نضير با حالتى از اضطراب از مشاهدهء اين قضيه مات و مبهوت و از كار ناپسندى كه در پى انجام آن بودند به شدت نگران شدند . صحابه به‌سرعت خود را به مسجد رساندند و راز بازگشت حضرت را از او جويا شدند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : يهوديان قصد كشتنم را داشتند كه خداوند مرا از توطئهء آنان آگاه ساخت و از جا برخاستم . « 1 » ازاين‌رو ، خداوند به اين دليل كه آنان پيمان‌نامهء صلح با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم را نقض و قصد جان آن حضرت را كرده بودند ، خونشان را مباح شمرد . آنان چاره‌اى جز ترك مدينه نداشتند . عبد اللّه بن ابى رئيس منافقان و ديگران ، بنى نضير را براى عدم اطاعت از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و ايستادگى در برابر او ترغيب كردند . عبد الله به آنان وعده داد كه خود و هوادارانش آن‌ها را در رويارويى با پيامبر يارى مىرسانند و هرگز آن‌ها را تنها نخواهند گذارند .
هامش
( 1 ) . طبقات كبرى 2 / 57 ؛ امتاع الأسماع 1 / 187 .