در اين مرحله ، تمام كوشش نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم افزايش دامنهء امنيّت و آرامش در جامعهء مسلمانان و جلوگيرى از هرگونه حملهء احتمالى بود ؛ زيرا برخى از قبايلى كه از پذيرفتن اسلام سر بازمىزدند و در باطن با آن دشمنى مى ورزيدند ، نمىتوانستند با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و مسلمانان رفتار مناسبى داشته باشند ، به همين دليل با تدارك نيرو ، به مدينه حمله مىبردند و هرگاه مىشنيدند پيامبر براى نبرد با آنان از مدينه خارج شده ، پا به فرار مىگذاشتند .
گروه ديگرى به فرماندهى زيد بن حارثه ، جهت بستن راه جديد بازرگانى قريش از سوى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم اعزام شد و در مأموريتى كه بدان سپرده شده بود ، موفق گرديد .
5 . غزوهء أحد « 1 »
روزهاى پس از جنگ بدر بر قريش و مشركان سخت و دشوار گذشت .
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم در مدينه ، كار تربيت انسانها و سامان دادن دولت را همچنان ادامه مىداد ، زيرا آيات الهى پىدرپى نازل مىگشت و دستورات زندگى و سلوك و رفتار انسان را تشريع مىكرد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به شرح و توضيح اين تعاليم مىپرداخت و احكام را اجرا مىكرد و مردم را به اطاعت و فرمانبردارى خدا رهنمون مىگشت .
مشركان مكه و همپيمانان آنها ، به عللى چند ، دست به كار آتشافروزى جنگ جديدى بر ضد اسلام شدند تا شايد بتوانند كابوس شكست بدر را از ياد ببرند و آتش حقد و كينهاى را كه در دل ابو سفيان رئيس خاندان اموى و
هامش
( 1 ) . غزوهء احد در ماه شوال سال سوم هجرت رخ داد .