تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
ابو بكر درون غار صداى قريشيان را مىشنيد كه صدا مىزدند : محمد ! بيرون بيا و پاهاى آن‌ها را نزديك در غار مشاهده مىكرد . ازاين‌رو ، سخت وحشت‌زده شده بود . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به او مىفرمود :
لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا ؛
خدا با ماست بيمناك مباش قريشيان با مشاهدهء تار تنيده‌شدهء عنكبوت بر در غار و آشيانهء كبوتر كه در آن تخم گذاشته بود ، به وجود پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم در غار پى نبردند . با فرارسيدن شب ، على عليه السّلام و هند بن أبى هاله پس از پىبردن به محل حضور پيامبر ، با آن حضرت ديدار كردند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در مورد عمل به تعهدات و اداى اماناتش به على عليه السّلام سفارش‌هاى لازم را ارائه فرمود ؛ زيرا پيامبر خدا امانتدار عرب به‌شمار مىآمد و به امام على عليه السّلام دستور داد تا براى خود و فواطم « 1 » حيوان راهوارى خريدارى كند و به او بپيوندد و به آن حضرت اطمينان داد و فرمود : دشمنان از هم‌اكنون هيچ‌گونه تعرّضى در مورد تو انجام نخواهند داد تا نزد من آيى ، بنابراين اماناتى كه از مردم نزد من است ، در برابر ديدگان مردم به صاحبانشان برگردان ، تو را به مراقبت از دخترم فاطمه سفارش مىكنم و هر دوى شما را به خدا سپرده و در پناه او قرار مىدهم . « 2 » نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم پس از گذشت سه روز كه مطمئن شد كسى در جستجوى او نيست ، به‌سرعت رهسپار مدينه گرديد و با يارى خواستن از خدا و اميدوار به يارى او ، تحمل هرگونه دشوارى را بر خود هموار ساخت .
هامش
( 1 ) . جمع فاطمه ( 2 ) . اعيان الشيعه 1 / 237 .