شكايت بردند و از او اجازه خروج از مكّه را خواستند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم براى صدور فرمان هجرت چند روز از آنان مهلت خواست و سپس فرمود :
به من خبر داده شد كه سرزمين هجرت شما مدينه است ، اكنون كسانى كه قصد هجرت دارند مىتوانند به آن ديار مهاجرت نمايند . « 1 »
در روايت ديگرى آمده است :
خداوند سرزمينى برايتان مقرر ساخته كه در آن از آسايش و امنيت برخوردار بوده و از وجود برادرانى كه در كنار آنان زندگى كنيد ، بهرهمند باشيد . « 2 »
برخى از مسلمانان ، هجرت خود را نهانى به مدينه آغاز كردند تا نگرانى و انديشهء پليد قريش را برنينگيزند . رفتهرفته كوچهها و خيابانها و خانهها و محل تجمع مردم مكّه با عدم حضور ياران رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم خلوتتر مىشد و خود حضرت براى آغاز هجرت منتظر وحى الهى و در انديشه هجرت مسلمانان بود كه در كمال سلامت و دقت انجام پذيرد . قريش با پىبردن به نقشه و هدف رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم تلاش كرد تا از خروج مسلمانان از مكّه جلوگيرى به عمل آورده و مسلمانان را تحت پيگرد قرار دهد و با شيوههاى فريبكارانه و آزار و شكنجه ، آنان را به مكّه بازگرداند . دشمن پافشارى داشت كه همواره امنيّت و آرامش در مكّه حاكم باشد و همين قضيه سبب شد كه به جهت بيم از وقوع جنگ بين خود و مهاجران ، از فرجام كشتار آنان ، به هراس افتد ، ازاينرو ، به شكنجه و زندانى كردن مسلمانان اكتفا نمود .
آرى ، قريشيان براى خروج رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم به سمت مدينه ، حساب زيادى بازكرده بودند ، زيرا بهخوبى مىدانستند كه مسلمانان در آن سامان
هامش
( 1 ) . طبقات كبرى 1 / 226 .
( 2 ) . مناقب 1 / 182 ؛ سيرهء نبوى 1 / 468 .