خدايا ! ضعف نيرو و ناتوانى خود و خوارىام نزد مردم را به درگاهت عرضه مىكنم .
اى مهربانترين مهربانان ، تو خداى ضعيفانى ، تو پروردگار من هستى ، مرا به چه كسى وامىگذارى ؟ به بيگانهاى كه با من ترشرويى كند يا به دشمنى كه او را صاحب اختيار من گرداندى ؟ اگر تو بر من خشم نگيرى از كسى پروايى ندارم ، ولى عافيت تو [ از هرچيز ] برايم گستردهتر است .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در اين سفر ، جز اندك مهربانى از فردى مسيحى كه نشانههاى نبوّت را در آن بزرگوار مشاهده كرده بود . از كسى مهر و محبّتى نديد . « 1 »
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم پس از آنكه از خبر قبيلهء ثقيف نوميد گشت و كسى به او پاسخ مثبت نداد ، با حزن و اندوه از طائف راهى مكّه شد . در دل شب در نخله ( محلى بين مكّه و طائف ) فرود آمد . هنگام نماز ، گروهى از جنّيان نزد حضرت آمدند و به قرآن گوش فرادادند . وقتى از نماز فراغت يافت ، جنّيان به خدا ايمان آوردند و آنچه را شنيده بودند ، اجابت كرده و رهسپار ديار قوم خود شدند و آنها را از عذاب خدا بيم دادند و خداوند ماجراى آنها را براى پيامبر خود بازگو مىكند
هنگامى كه گروهى از جنيان را به سوى تو متوجه ساختيم كه قرآن را بشنوند . « 2 »
تا آنجا كه فرمود :
و شما را از عذابى دردناك پناه دهد . « 3 »
هامش
( 1 ) . طبرى 2 / 26 ؛ انساب الأشراف 1 / 277 ؛ تاريخ يعقوبى 2 / 36 ؛ سيرهء نبوى 1 / 420 .
( 2 ) .وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَاحقاف / آيهء 29 .
( 3 ) .وَ يُجِرْكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍاحقاف / آيهء 31 .