4 . نخستين رويارويى و بيم دادن خويشان
زمانى كه خبر اسلام در تمام نقاط جزيرة العرب انتشار يافت و ايمانآورندگان از جهت روحى ، شايستگى رويارويى را پيدا كردند ، بايد تبليغ رسالت به مرحلهء اعلان عمومى انتقال مىيافت . ازاينرو ، در جامعهاى كه آداب و رسوم قبيلهاى بر آن حاكم بود ، نخستين گام پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم بيمدادن نزديكان خويش محسوب مىشد و اين كار قبل از بيمدادن ساير مردم ، سزاوارتر به نظر مىرسيد و فرمان الهى با
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ؛
« 1 » نزديكانت را بيم ده .
نازل شده بود و از همينجا رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم با فراخواندن نزديكان خود رسالت الهى و هدف و آيندهء آن را برايشان تشريح كرد . در برخى افرادى كه در آن جمع حضور داشتند اميد به خير و صلاح و ايمان وجود داشت و اگر ابو لهب بهپا خاست و آشكارا به مخالفت و دشمنى پرداخت ، ابو طالب عليه السّلام نيز اظهار نمود پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم را يارى و از رسالت او حمايت خواهد كرد .
روايت شده به دنبال نزول آيهء شريف « إنذار » ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به على عليه السّلام دستور تدارك ميهمانى داد . سپس خاندان خويش را كه تعداد مردانشان به چهل تن مىرسيد ، به ميهمانى دعوت كرد . همينكه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم آمادهء سخنگفتن شد ، عمويش عبد العزّى - معروف به ابو لهب - سخن او را قطع كرد و در مورد ادامهء تبليغ ، هشدار داد و مانع عملىشدن هدف پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم در
هامش
( 1 ) . شعراء / 214 .