به دست گرفت و كف دستش را باز كرد و گفت : با اين سوسمار بيعت كنيد كه اين امير مؤمنان است ( ! ! ) آن هفت نفر بيعت كردند ، و عمرو هشتمين نفر بود كه بيعت كرد ، آنها شب چهارشنبه از آنجا كوچ كرده و روز جمعه به در مسجد رسيدند ، وقتى وارد مسجد شدند ، امير مؤمنان على ( ع ) نگاهى به آنان كرد و فرمود : اى مردم ! به راستى كه پيامبر خدا ( ص ) به صورت محرمانه هزار حديث به من فرمود كه از هر حديثى هزار باب گشوده مىشد و هر بابى هزار كليد داشت ، و من شنيدم كه خداوند متعال مىفرمايد : « روزى كه هر مردى را با پيشوايشان فرا مىخوانيم » . و من به شما به خدا سوگند مىخورم كه حتما روز رستاخيز هشت نفر با پيشوايانشان كه سوسمارى است - به محشر خواهند آمد ، اگر بخواهم نام آنها را بگويم مىگويم . راوى گويد : بىترديد من عمرو بن حريث را ديدم كه از شرم و سرزنش همچون شاخهء درخت خرما ، سر به زير افكند .
27 - زراره از امام باقر ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : پيامبر خدا ( ص ) هزار باب به على ( ع ) آموخت كه هزار باب مىگشود و هر بابى هزار باب ديگر مىگشود .
28 - بشير دهّان از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : هنگامى كه پيامبر خدا ( ص ) بيمار شد ، همان بيمارى كه در نتيجهء آن وفات يافت ، كسى را نزد على ( ع ) فرستاد ، وقتى حضرتش آمد خود را به روى پيامبر انداخت و آن دو پيوسته با يك ديگر سخن مىگفتند ، چون بيرون آمد ، آن دو نفر على ( ع ) را ملاقات كرده و گفتند : رفيقت به تو چه گفت ؟ فرمود : بابى را به من بيان فرمود كه هزار باب مىگشود و هر باب آن هزار باب ديگر مىگشود .
29 - ابو اسحاق سبيعى گويد : از يكى از ياران مورد اعتماد امير مؤمنان على ( ع ) شنيدم كه مىگفت : از على ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : به راستى كه در اين سينهء من دانش انباشته اى است كه پيامبر خدا ( ص ) آن را به من آموخته ، اگر حافظانى را مىيافتم كه حق آن به طور كامل رعايت كرده و آن گونه كه از من مىشنوند بازگو مىكردند ، برخى از آن دانش را به آنان مىسپردم كه دانش بسيارى به وسيلهء آن مىآموخت . بىترديد ، آن دانش كليد هر بابى است ؛ و هر بابى هزار باب مىگشايد .
31 - عبد الحميد بن ديلم از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : پيامبر خدا ( ص )
الخصال ( فارسي ) — صفحة 499
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٩٩