تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
خاندانهايى قرار داده و مرا در بهترين خاندان قرار داد . آنگاه از خاندانم ، من ، على ، جعفر را برگزيد و مرا بهترين آنان قرار داد ، پس روزى در ميان دو فرزند ابو طالب خوابيده بودم ، جبرئيل به همراه فرشته اى آمد كه به جبرئيل گفت : اى جبرئيل ! به كداميك از اينان فرستاده شده‌ام ؟ گفت : به اين - آنگاه دست مرا گرفت و مرا نشانيد » . گفتند : نه به خدا ! فرمود : شما را به خدا ! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه آنگاه كه پيامبر خدا ( ص ) درهاى همهء مسلمانان را كه به مسجد باز مىشد بست و در خانهء مرا نبست ، پس عباس و حمزه خدمت حضرتش آمده و عرض كردند : ما را از مسجد بيرون كردى و او را جاى دادى ؟ حضرت به آنها فرمود : من شما را بيرون نكردم و او را جاى ندادم بلكه خداوند شما را بيرون كرد و او را جاى داد . خداوند متعال به برادرم موسى وحى نمود كه : مسجد پاكيزه اى برگزين و خود ، هارون و فرزندان هارون در آن مسجد جاى گيريد . و خداوند متعال به من نيز وحى كرد كه مسجد پاكيزه اى برگزين و خود ، على ، و دو فرزندانش در آن جاى گيريد . گفتند : نه به خدا ! فرمود : شما را به خدا ! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ( ص ) در بارهء او فرموده باشد : « حق با على و على با حق است . اين دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا در كنار حوض ( كوثر ) نزد من آيند » گفتند : نه به خدا ! فرمود : شما را به خدا ! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه از جان پيامبر خدا ( ص ) محافظت كرده باشد آنگاه كه شركورزان تصميم به قتل آن حضرت گرفتند ، من در بستر حضرتش آرميدم و پيامبر خدا ( ص ) به سوى غار رهسپار شد ، آنها گمان مىكردند كه من او هستم ، ( وقتى مرا ديدند ) گفتند : پسر عمويت كجاست ؟ گفتم : نمىدانم ، آنقدر مرا زدند كه نزديك بود مرا بكشند » . گفتند : نه به خدا سوگند ! فرمود : شما را به خدا ! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه پيامبر خدا ( ص ) در بارهء او فرموده باشد آن گونه كه در مورد من فرمود : « به راستى خداوند مرا به دوستى و ولايت على فرمان داد ، پس ولايت او ولايت من و ولايت من ولايت پروردگار من است ، اين پيمانى است كه پروردگارم از من پيمان گرفته و به من دستور داده كه آن را به شما برسانم ، آيا شنيديد ؟ گفتند : آرى شنيديم . فرمود : آگاه باشيد ! در ميان شما كسى هست كه مىگويد : شنيدم ، ولى مردم را بر دوش خودش سوار كرده و با على ( ع ) به ستيز برمىخيزد ؟ گفتند : اى پيامبر خدا ! ما را از آنان آگاه فرما ؟ فرمود : هان كه به راستى پروردگارم مرا از آنان آگاه ساخته و به من دستور داده كه از آن روى گردانم ، طبق دستورى كه از پيش صادر گشته فقط هر كدام از شما بدان چه در دل خويش نسبت به على ( ع ) مىيابد ، بسنده كند . « گفتند : نه به خدا سوگند ! فرمود : شما را به خدا ! آيا در ميان شما جز من كسى هست كه در ميدان نبرد نه تن از مبارزان بنى عبد الدار را كه همگى پرچمدار بودند بكشد كه من كشتم ، آنگاه غلام آنان ، صؤاب حبشى به ميدان