تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
نمىيافت و دوا به آن نمىرسيد و درد از آن بيرون نمىآمد ، و سوراخ بينى به طرف پايين است تا داروهايى كه از مغز به پايين ترشّح مىكند فرو ريزد و بوها به شامّه برسد و اگر به طرف بالا بود ، دارو پايين نمىريخت و بو را احساس نمىكرد ، و شارب و لب بالاى دهان قرار گرفته تا آنچه را از دماغ پايين مىريزد از رسيدن به دهان حفظ كند ، تا انسان در خوردن و نوشيدن احساس نفرت نكند تا وقتى كه آن را پاك سازد ، و مردان ريش دارند تا در نگاه كردن از كشف عورت بىنياز باشد و مرد از زن تميز داده شوند ، و دندان جلو تيز است چون جويدن به وسيلهء آن انجام مىگيرد و دندان آسياب پهن است ؛ چون خورد كردن و جويدن با آن صورت مىپذيرد و دندان نيش بلند است تا دندانها به آن تكيه كنند و دندانها مانند ستونها هستند ، و دو كف دست خالى از مو است تا لمس كردن به وسيلهء آنها صورت پذيرد و اگر در آنها مو وجود داشت انسان آنچه را كه پيش روى اوست نمىتوانست احساس و لمس كند ، و مو و ناخن از حيات خالى است ، چون بلند بودن آنها بد و چيدن آنها خوب است اگر آنها جان داشتند انسان به هنگام چيدن آنها احساس درد مىكرد ، و قلب چون دانهء صنوبر است چون وارونه است و سر آن را باريك كرد تا داخل ريه گردد ، پس با خنكى آن خنك مىشود تا مغز با حرارت آن نسوزد ، و ريه دو قطعه شده تا قلب ميان آن دو باشد و با حركت آن سرد شود ، و كبد خميده شده تا معده را سنگينى كند و همهء آن بر كبد قرار گيرد و آن را فشار دهد تا بخار آن خارج گردد . و كليه چون دانهء لوبيا شده ، چون محل ريختن قطره به قطرهء منى در آن است و اگر مربع يا گرد مىشد قطرهء اولى در آن مىماند تا دومى بيايد و شخص با خروج آن لذت نمىبرد ، چون منى از فقرات پشت به كليه مىريزد و آن مانند كرم است و باز و بسته مىشود و آن را يكى پس از ديگرى مانند انداختن تير از كمان به مثانه مىاندازد ، و خمى زانوان را به طرف پشت قرار داد ، چون انسان به طرف جلو راه مىرود و حركتهاى معتدلى دارد و اگر چنين نبود در راه رفتن به زمين مىافتاد ، و كف پا فرو رفته است ؛ چون اگر در راه رفتن همهء پا بر زمين واقع مىشد ، سنگينى آن مانند سنگينى سنگ آسياب مىشد ، سنگ آسياب اگر برگردى خود باشد يك كودك هم آن را حركت مىدهد ولى اگر بر رو به زمين افتد يك مرد به دشوارى آن را حركت مىدهد . هندى به امام گفت : اين علم از كجا براى تو حاصل شده است ؟ فرمود : آن را از پدرانم از پيامبر خدا ( ص ) از جبرئيل از پروردگار جهانيان كه همهء اجساد و ارواح را آفريده ياد گرفته‌ام ، هندى گفت : راست گفتى و من شهادت مىدهم كه معبودى جز خداوند نيست و محمّد ( ص ) فرستاده و بندهء اوست و تو دانشمندترين زمان خود هستى .