از مرگ ، فرمان خداوند رب العالمين است كه مرگ را هم مىميراند .
آن مرد شامى گفت : گواهى مىدهم كه تو حقا پسر پيامبر خدا ( ص ) هستى و على ( ع ) به امر خلافت از معاويه شايسته تر است ، او اين پاسخها را نوشت و آنها را نزد معاويه برد و معاويه آنها را به سوى ابن اصفر ( پادشاه روم ) فرستاد و ابن اصفر به او نوشت : اى معاويه ! چرا با من با سخن ديگران صحبت مىكنى و با پاسخ ديگران به من پاسخ مىدهى ، به مسيح سوگند مىخورم كه اين پاسخ از تو نيست و اين جز از معدن نبوت و محل رسالت نمىتواند باشد و اگر تو از من يك درهم بخواهى به تو نخواهم داد .
34 - مسعدة بن صدقه از امام صادق ( ع ) و او از پدرانش نقل مىكند كه فرمود :
خداوند آفريده اى را نيافريد مگر اينكه موجود ديگرى را امير او كرد و به او چيره ساخت ، بدين گونه است كه وقتى خداوند درياها را آفريد فخر كرد و جوشيد و گفت :
چه چيزى بر من غلبه مىكند ؟ پس خداوند فلك را آفريد و درياها را به وسيلهء آن به گردش درآورد و آنها را خوار ساخت ، سپس زمين فخر كرد و گفت : چه چيزى بر من غلبه مىكند ؟ پس خدا كوهها را آفريد و آنها را بر پشت زمين مانند ميخها محكم كرد كه تا آنچه در زمين است آرام بگيرد ، پس زمين خوار شد و آرام گرفت ، آنگاه كوهها بر زمين فخر كردند و تكبر نمودند و گفتند : چه چيزى بر ما غلبه مىكند ؟ پس خداوند ، آهن را آفريد كه كوهها را بريد ، پس كوهها آرام گرفتند و خوار شدند ، آنگاه آهن بر كوهها فخر كرد و گفت : چه چيزى بر من غلبه مىكند ؟ خداوند آتش را آفريد كه آهن را ذوب نمود و آهن زبون شد ، آنگاه آتش زبانه كشيد و فخر فروشى كرد و گفت : چه چيزى بر من غلبه مىكند ؟ خداوند آب را آفريد كه را خاموش كرد و او زبون گرديد ، آنگاه آب بر خود فخر كرد و گفت : چه چيزى بر من غلبه مىكند ؟ پس خداوند باد را آفريد كه امواج آب را حركت داد و آنچه را كه در قعر آن است برانگيخت و آن را از مجارى خود منع كرد ، پس آب زبون شد ، آنگاه باد فخر كرد و وزيد و دامنش را حركت داد و گفت : چه چيزى بر من غلبه مىكند ؟ پس خداوند انسان را آفريد و او حيله كرد و چيزى را برگرفت كه او را از باد و غير آن بپوشاند ، پس باد هم زبون شد ، سپس انسان طغيان كرد و گفت : چه كسى از من نيرومندتر است ؟ پس خداوند مرگ آفريد كه بر او غلبه نمود و انسان زبون شد ، سپس مرگ در خود فخر نمود ، پس خداوند فرمود : فخر مكن كه من تو را ميان دو گروه اهل بهشت و اهل جهنم سر مىبرم و ديگر تو را زنده نمىكنم ، پس زبون شد و ترسيد .
در خربزه ده خصلت جمع است
35 - ابن ابى عمير از شخصى و او از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : خربزه را