تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
خواست به او آسيب برساند ، ولى خداوند او را از پيامبرش منصرف كرد ، دوم روز كاروان ( بدر ) بود كه او را از ( سر چاه ) دور كرد و مىخواست در دسترس پيامبر نباشد ، پس خدا و رسولش او را لعنت كردند ، سوم روز احد بود ، ابو سفيان گفت : اى بت هبل مقامت بالاتر باشد و پيامبر خدا ( ص ) فرمود : خداوند بالاتر است ، پس ابو سفيان گفت : ما بت عزّى داريم ولى شما نداريد ، پيامبر فرمود : الله مولاى ماست و شما مولا نداريد ، چهارم روز خندق بود روزى كه ابو سفيان با جمعيت قريش آمدند ولى خداوند آنها را با خشمى كه داشتند برگردانيد و خيرى نديدند و خداوند در سورهء احزاب در قرآن دو آيه فرستاد و ابو سفيان و يارانش را كافر خواند و در آن روز معاويه مشرك و دشمن خدا بود ، پنجم روز حديبيه بود كه نگذاشتند قربانىها به محل خود برسند و مشركان پيامبر خدا ( ص ) را از وارد شدن به مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند كه شتر قربانى او به قربانگاه برسد و پيامبر در حالى ( به مدينه ) برگشت كه طواف نكرده بود و مناسك حج را به جا نياورده بود ، پس خداوند و رسولش او را لعنت كردند ، ششم روز جنگ احزاب بود كه ابو سفيان با جماعت قريش و عامر بن طفيل با جماعت قبيلهء هوازن و عيينة بن حصن با جماعت قبيلهء غطفان آمدند و بنى قريظه و بنى نضير هم وعده داده بودند كه به آنان كمك كنند ، پيامبر خدا ( ص ) به سران و پيروان آنان لعنت كرد و فرمود : اما پيروان ، اگر مؤمنى ميان آنان باشد ، لعنت به او نمىرسد و اما سران ، در ميان آنان مؤمن و نجيب و نجات يابنده اى وجود ندارد ( توجه كنيم كه جنگ احزاب همان جنگ خندق است ، احتمالا پيامبر در اين جنگ دو بار به ابو سفيان لعنت كرده است ) هفتم روزى بود كه در عقبه به پيامبر خدا ( ص ) حمله كردند و آنان دوازده نفر از بنى اميه و پنج نفر از ديگران بودند ، پس پيامبر به تمام كسانى كه در عقبه بودند لعنت كرد جز خود پيامبر و ناقهء او و راننده و جلودارش ( كه در آنجا بودند ) . مصنف اين كتاب مىگويد : اين خبر به همين صورت نقل شده ولى صحيح آن است كه اصحاب عقبه چهارده نفر بودند .

صندوقهاى هفتگانه در آتشند

106 - اسحاق بن عمار از امام كاظم ( ع ) نقل مىكند كه در يك حديث طولانى فرمود : اى اسحاق در جهنم يك وادى است كه به آن « سقر » گفته مىشوند و از وقتى كه آفريده شده نفس نكشيده است ، اگر خداوند به او اجازهء نفس كشيدن به اندازه يك نخ بدهد ، آنچه روى زمين است ، همه مىسوزند و اهل جهنم از حرارت و بوى گند و پليدى اين وادى و آنچه خداوند در آنجا براى اهلش آماده كرده ، ( به خدا ) پناهنده مىشوند ، و در آن وادى كوهى است كه تمام اهل اين وادى از حرارت و بوى گند و
الخصال ( فارسي ) — صفحة 101 | الشيخ الصدوق