تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
اطراف خانه از كثرت ملائكه به ضجّه آمد ، گروهى به زمين مىآمدند و گروهى به آسمان مىرفتند صداى آرام آنها را گوشم مرتّب مىشنيد كه به او صلوات مىفرستادند ، ايضا در نامهء دهم ص 371 آمده است
ضجع دراز كشيدن ( خوابيدن ) مضجع : خوابگاه ، جمع آن مضاجع است و آن اعمّ است كه خوابگاه باشد يا قتلگاه و يا قبر اين ماده هشت بار در « نهج » آمده است ، دربارهء قيامت فرموده : « فكيف اذا كان بين طابقين من نار ضجيع حجر و قرين شيطان » خ 183 267 ، چطور مىشود كه انسان ميان دو آجر بزرگ از آتش باشد همخوابهء سنگ * ( « وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ » ) * و قرين شيطان . و دربارهء بندگان صالح فرموده : « و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم » نامهء 45 420 پهلوهاى آنان از خوابگاههايشان كنار گشته است يعنى براى عبادت از رختخواب برخاسته اند
ضحك به فتح و كسر اوّل : خنده . در اقرب الموارد گويد : آن انبساط چهره است به طوريكه دندانها از شادى ظاهر شوند ، اگر بى صدا باشد تبسّم است و اگر صدايش از دور شنيده شود قهقهه است و گرنه ضحك مىباشد و آن پنج بار در « نهج » آمده است . دربارهء بىوفا بودن دنيا فرموده : « فبينما هو يضحك الى الدنيا و تضحك الدنيا اليه فى ظلّ عيش غفول اذ وطى الدهر به حسكه » مىبينى كه انسان به دنيا و دنيا به انسان مىخندد در سايه زندگى غافل كننده ، ناگاه دنيا خار خود را در او فرو برد
ضحى ( مثل دعا ) گسترش شعاع آفتاب در صحاح گويد ضحوه بعد از طلوع خورشيد و بعد از آن ضحى است ، اصل آن ظهور مىباشد از اين ماده هفت مورد در « نهج » آمده است ، آنگاه كه هيئت كوفه و هيئت شام از « دومة الجندل » برگشتند و حيلهء معاويه و عمرو بن عاص از زدن قرآنها به نيزه ، معلوم شد ، امام عليه السلام فرمود : من در صفّين جريان را به شما گفتم ولى آن روز از من قبول نكرديد و الان بيدار شديد كه فائده اى ندارد و اين را با شعر آن عرب هوازنى بيان كرد كه گفته بود : امرتكم امرى بمنعرج اللوى فلم تستبينوا الرشد الَّا ضحى الغد خ 35 80 ، من دستور خودم را در مكان منعرج اللوى به شما گفتم ولى شما صلاح معلومتان نشد مگر در چاشت فردا .
مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 658 | سيد علي اكبر قرشي